X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

درمذمت ریاکاری

آورده اند نانوایی آوازه ی شهرت ابوبکر شبلی از عرفای به نام شنیده بود وآرزوی دیدارش را داشت

یک روز شبلی به دکان او رسید ویک قرص نان برداشت ،نانوا نان را از او گرفت واز خود راند.

شخصی به نانوا گفت: چرا چنین کردی؟مگر تو عاشق شبلی نبودی،او شبلی بود.

نانوا خیلی ناراحت شد و از کرده ی خود پشیمان،بسرعت به دنبال او به راه افتاد تا به او رسید.با گریه و زاری به پای او افتاد و از او عذر خواهی کرد.

شبلی معذرت او را پذیرفت و گفت:باید میهمانی ترتیب دهی و همه ی مردم را دعوت کنی.نانوا صد دینار خرج کرد و همه جا را آذین بست.

شخص شوریده حالی در مجلس از شبلی خواست که دوزخیان و بهشتیان را معرفی کند.شبلی گفت:

دوزخی این میزبان مجلس امروز است،زیرا به خاطرشهرت من،صد دینار خرج کرد،اما به خاطر خدا یک قرص نان نداد.پس ای دوست مواظب باش که کار هایمان باید برای رضای خدا باشد نه افراد و از روی ریا کاری.

تاریخ ارسال: جمعه 25 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 11:30 ق.ظ | نویسنده: کرامت کاظمی | چاپ مطلب
نظرات (1)
چهارشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1387 10:34 ق.ظ
آقای دشتی پور [ ] لینک نظر
پاسخ:
باتشکر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد