X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

لطیفه


آن را که خبر شد، خبرى باز نیامد

کتاب: داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی ص 121

یکى از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود، و در بحر مکاشفت مستغرق شده ، حالى که از آن معاملت باز آمد یکى از محبّان گفت : از این بوستان که بودى چه تحفه کرامت کردى اصحاب را؟
گفت : به خاطر داشتم که چون به درخت گل برسم دامنى پر کنم
هدیه اصحاب را، چون برسیدم بوى گل چنانم مست کرد که دامنم از دست برفت .(1)

پینوشت:

1- هزار و یک کلمه ، ج 3، ص 384 - 383.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 10:40 ق.ظ | نویسنده: کرامت کاظمی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد