X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

مدیریت وکلاسداری جذاب ۶

۶-چگونه اعتماد پایه گذاری می شود؟چگونه حفظ و نگهداری می شود؟و چگونه از دست می رود؟

اگر می خواهید همواره از سینرژی(هم توان افزایی)در کلاس لذت ببرید،مطمئناً می بایست اصول اخلاقی را در رفتارتان متجلی سازید.شما همواره ممکن است در حین صحبت ها ی خود به دانش آموزان بگویید که شخص صادق،صبور و ملاحظه گری هستید.اما این کافی نخواهد بود.کلام شما پیام شما را نمی رساند،بلکه پیام واقعی شما توسط رفتارتان با دانش آموزان به آنان منتقل می گردد.هنگامی که یکی از دانش آموزان شما رفتاری غیر اخلاقی از خود نشان می دهد،نگران و دلخور نشوید.حتی اگر این رفتار برای مدتی ادامه یابد،برقراری و حفظ جو اعتماد از جمله مسئولیت های شماست و نه دانش آموزان.شما با صفات خوب و اخلاقی آنان بارها و بارها این اعتماد را در دانش آموزان ایجاد می کنید و این وسیله ای است که دانش آموزان را به دوستی و اعتماد به شما ترغیب نموده و در نهایت آنان نیز همین صفات خوب اخلاقی را در رفتارشان ظاهر خواهند نمود.

باید بدانیم که دانش آموزان نه تنها خواستار صفات اخلاقی در معلمان خود می باشند، بلکه خوش خلقی،شوخ طبع،سازمان دهی مطالب،مهارت در ارائه مطالب درسی و توانایی بیان جذاب درسها را از معلمان خود انتظار دارند.دانش آموزان معلمان پرشور،اجتماعی و انعطاف پذیر و آراشته را دوست دارند و حتی نوجوانان به سلیقه ای که معلمان در انتخاب اتومبیل خود به کار می برند،نیز توجه دارند.شوخ طبعی و داستان گویی به نحوی جذاب برای معلمان بسیار مفید است.اما لزوماً برای ایجاد جو اعتماد به کار نمی آید.

برای برخی از دانش آموزان جو اعتماد به سرعت ایجاد می شود و شاید از ابتدا وجود دارد.اما برای عده ای دیگر به کندی استقرار می یابد.ممکن است هفته ها یا ماهها به طول بیانجامد تا رابطه ای اعتماد آمیز ایجاد شود.حتی برخی اوقات طی شرایطی که معلم مجبور به رفتار غیر محترمانه ای با دانش آموز می شود،اعتماد حاکم می گردد.چگونه این اعتماد به دست می آید؟استفان کووی 1989 تمثیلی را به کار گرفته است.او می گوید: اعتماد همچون« حساب پس انداز احساس»است و این حساب گویای سطوح امن و قابل قبولی است که شخص برای ارتباط خود با دیگران دارد.تصور کنید که در این حساب بانکی اعتماد ذخیره می شود و این یک حساب اعتباری است.معلم برای هر کدام از دانش آموزان خود حساب جداگانه ای باز می کند.در این حساب هم می توان پس انداز را افزایش داد و هم می توان از میزان آن کاست.(برداشت نمود)هر چه دانش آموزان اعتمادش به معلم خود بیشتر می شود،در این حساب اعتبار بالاتری وجود دارد و هر چه دانش آموز اعتماد کمتری داشته باشد،به همین نسبت از اعتبار این حساب کم خواهد شد.معلم با رفتار مهربانانه،دوستانه،صبورانه و یاری گر خود سبب افزایش این اعتبار(بالا رفتن حساب پس انداز بانکی)می گردد.بنابراین هرگاه این حساب اعتبار کافی داشته باشد،زمینه ای برای ایجاد سینرژی(هم توان افزایی)در کلاس آماده خوهاد بود.اعتماد سریعتر از زمانی که گردآوری می شود قابل از دست رفتن است.به عبارتی خرج کردن از پس انداز آسان تر است.هر زمان معلم رفتاری غیر عادلانه،بی ملاحظه،بی حوصله و غیر صادقانه با دانش آموزی داشته باشد،حساب بانکی از هر اندوخته ای خالی می شود.یعنی معلم با یک تخطی و تخلف، حسابی را که ماهها زحمت پر شدن آن را کشیده بود به سرعت خالی می کند.. اگر حساب صفر شود دیگر فرصتی برای دوباره ساختن آن وجود ندارد.یکی از مشکل ترین امور در تدریس حفظ و نگه داری دائمی صفات اخلاقی است.همان طوری که استفان کووی می گوید:«مردم اشتباهاتی را توسط ذهن و مغز انجام گرفته از جمله اشتباه در قضاوت را می پذیرند.اما خطاهای قلب همچون بی توجهی و سوء نیت را به سادگی نمی پذیرند.

به همین ترتیب دانش آموزان به سادگی از اشتباهاتی که معلم حین تدریس یا حل یک مسئله مرتکب می شود می گذرند.زیرا این خطاها مربوط به اشتباه محاسبات نظری یا ذهنی است.اما اشتباهات قلب را که اصول اخلاقی در آن بسیار نقش دارند را نه می پذیرند و نه می بخشند.

خلاصه ای از آنچه تابحال خوانده اید:

تا اینجابا سینرژی(هم توان افزایی)در کلاس و 9 عنصر اساسی آن آشنا شدید.و در مورد دو اصل اولیه یعنی اخلاقیات و اعتماد صبحت کردیم.همچنین درباره ی هفت عنصر مهم اخلاقی و رفتارهای حاکی از آن مطالبی گفته شد.چگونگی ایجاد جو اعتماد،حفظ و نگهداری اعتماد و شرایط از دست رفتن اعتماد نیز به بحث گذاشته شد.درقسمت های بعد ماهیت جاذبه یا فرمندی(charisma)و اینکه چرا دانش آموزان به اصل جاذبه و فرمندی اهمیت می دهند و چگونه می توانیم برای دانش آموزان جذاب باشیم را مورد مطالعه قرار می دهیم.

در باره ی این مطالب فکر کنید:

1)کدامیک از هفت عنصر اخلاقی از نظر شما مهم ترین اصل اخلاقی می باشد؟ کدامیک کم اهمیت ترین است؟آیا می توان از برخی از آنها صرفنظر نمود؟  

2)به معلمان سابق خود فکر کنید.کدامیک از آنان  را با اخلاق یافتید؟آن معلم خاص چه اصولی را رعایت می کرد؟از چه مواردی پرهیز می کرد؟آیا آن معلم خاص همگی آن عناصر را دارا بود؟

3)به معلمی فکر کنید که شما او را چندان دوست نداشته اید.آیا عدم علاقه ی شما به او به دلیل عدم رعایت این اصول اخلاقی بود؟اگر اینگونه بود،او کدامیک از اصول را رعایت نمی کرد؟

4)رفتار خود را در ارتباط با این هفت عنصر اخلاقی تحلیل نمایید.در مورد چه صفات و ویژگی هایی باید بیشتر کار کنید؟

5)تصور کنید در کلاستان یک دانش آموز بد خلق و بدرفتار دارید.شما نیاز دارید که اعتماد او را به خود جلب کنید.چگونه اعتماد او را جلب می کنید؟

جاذبه(فرمندی):چگونه از لحن گفتار سحر آمیز خود سود ببریم؟

قدرت و ماهیت جاذبه(فرمندی)

یکی از عناصر نه گانه سینرژی(هم توان افزایی)در کلاس جاذبه(فرمندی)معلم است.جاذبه(فرمندی)کیفیتی است که سبب جلب دیگران به سوی ما می شود.اغلب جذابیت و فرمندی را به قوه ی مغناطیس تشبیه کرده اند و آنرا مغناطیس فیزیکی نامیده اند.اما در اینجا قوه ی مغناطیسی،فیزیکی نبوده بلکه روانی است.بعضی اشخاص توجه ما را به خود طوری جلب می کنند که همواره مایلیم نزدیکشان باشیم،به سخنان شان گوش فرا دهیم و به توصیه هایشان عمل کنیم.این اشخاص لزوماً نباید بسیار خوش قیافه،فصیح و خوش بیان،بی باک یا پرومند باشند.دلیلی هم ندارد که یک ستاره ی مشهور،نویسنده ای بزرگ و یا فردی خارق العاده باشد.بسیاری از افراد فرمند مدعی هیچ یک از این صفات نیستند.با این حال آنان همواره دیگران را به طرف خود جذب می نمایند.حال ببینیم که افراد فرمند به ویژه معلمان فرمند چگونه به این عمل موفق می شوند؟

برخی از افراد نیاز به پرورش فرمندی ندارند.چرا که از این ویژگی برخوردارند.اما دسته ای دارای این صفت نبوده و به شیوه های گوناگون سعی در جبران آن دارند.بسیاری از ما از این ویژگی برخورداریم،اما نه آنقدر که مایلیم.به طور یقین معلمانی را از دوران تحصیل خود به یاد می آورید که به شدت شما را تحت تاثیر خود قرار داده بودند.و در عین حال معلمانی را به یاد می آورید که با وجود نظم و علم فراوان به هیچ وجه برای شما جذاب نبوده اند.با وجود آنکه از فرمندی در حیطه ی تعلیم و تربیت صحبت کمی به میان آمده،اما این امر برای معلمان بسیار مهم به شمار می آید.بسیاری از ما درباره ی فرمندی ایده های نادرستی داریم.برای مثال اغلب فکر می کنیم فرمندی امری مطلق است که ما می توانیم یا از آن برخوردار باشیم و یا به طور کلی فاقد آن باشیم.همانند یک ویژگی ژنتیکی مثل رنگ چشم و رنگ مو.این تصور اشتباه است.فرمندی صفتی مطلق نیست،بلکه انعطاف پذیر بوده و عناصر تشکیل دهنده ِی آن قابل یادگیری و افزایش می باشند.

برخی از معلمان معتقدند بدون برخورداری از فرمندی هم، معلمان خوبی هستند.ممکن است بر حق باشند،اما مطمئناً کلاس آنها به ندرت سینرژی(هم توان افزایی)را تجربه خواهند کرد.دانش آموزان چنین معلمانی،ممکن است به خوبی کار کنند و معلومات قابل توجهی را به دانش آموزان خود بیاموزند.اما هرگز،طعم شور و شعف یک کار با کیفیت بالا را در جوی پر انرژی نخواهند چشید.این نوع تعلیم و تربیت آنان را برای کسب دست آوردها بیشتر و مرتباً به عقب می راند و معلمان غیر فرمند،حتی اگر در کلاس نیز به اهداف والایی دست یابند بر حسب تصادف و اتفاق است.عامل مهمی چون فرمندی در دهه ی 1970 توسط متخصصین تعلیم و تربیت آن زمان نادیده گرفته شد.این متخصصان که بر آموزش برنامه ای تاکید می ورزیدند،معتقد بودند که دانش آموزان می توانند بر اساس استعداد خود و با گام های آموزشی تدارک دیده شده و ارزیابی،تمام مطالب آموزشی را فرا گیرند و به معلم نیازی ندارند.به این شیوه ی آموزشی تسلط آموزی گفته می شد.اغلب دانش آموزان در تجربه ی واقعی با چنین شیوه ای علاوه بر عدم لذت از آموزش،اظهار می داشتند که ما بر چیزی تسلط پیدا نکرده ایم.

با وجود آنکه تا به حال ماهیت اصلی فرمندی کاملاً شناخته نشده است،اما به قدر کافی در مورد این که معلمان فرمند برای کسب این ویژگی ها چه می توانند بکنند،مطلب وجود دارد.اکنون ما می دانیم که چگونه افراد به سوی شخص فرمند جذب می شوند؟پرورش نکات مثبت و خوب شخصیت ،و همچنین متجلی ساختن این نکات،در رفتار و نیز جذب افراد توسط استعدادها،تجربیات خاص و دانش افزایش فرمندی می گردد.به منظور جذابیت بیشتر کافی است صفات خوب خود را آشکار کنیم-

دو مرحله ی فرمندی

فرمندی در دو مرحله اتفاق می افتد،اول مرحله جذابیت و دوم مرحله عمل آمدن.این دو مرحله را می توان به غذایی که توسط سرآشپزی ممتاز عرضه می گردد،تشبیه کرد.در مرحله ی جذابیت،غذا در رنگهایی با درخشندگی خاص که لایه لایه رویهم چیده شده ارائه می گردد.بو و عطر غذا هوش از سر می برد،طوریکه شما برای امتحان کردن آن غذا بی صبرید.اما می دانید در صورتی که غذا خوب عمل نیامده و جا نیافتاده باشد،از نظر طعم،غذای مطلوبی نخواهد بود.می توانید عکس العمل خود را به هنگام چشیدن آن،در حالیکه بیش از اندازه شور باشد،یا سبزیجات آن آبکی و شل باشد و یا مواد آن بسیار سفت و غیر قابل جویدن باشد،در نظر آورید.

فرمندی نیز به همین صورت است.برخی از موارد از شدت جذبه ی فرد،ممکن است موی بر اندامتان راست شود.اما بنا بر برخی دلایل این افراد فرمندی تکامل نیافته ای را عرضه می دارند که تاثیر فرمندی به عمل آمده را ندارد.در صورتی که شما به عنوان معلم قصد دارید برای شاگردانتان چذاب باشید باید اول از مرحله ی تکامل و جاافتادگی فرمندی تان آگاه شوید.

اغلب معلمان در ارائه ی تعلیم و تربیت تدریجی و فراهم آوردن امکان همکاری دانش آموزان،ماهر و با تجربه اند.اما اگر معلمان به اندازه کافی فرمند نباشند،توان سازماندهی،همکاری و یادگیری دانش آموزان را نخواهند داشت.چنین معلمانی نمی توانند کلاس را به سوی سینرژی(هم توان افزایی)سوق دهند.یعنی عالمی که باعث حرکت دانش آموزان در جهت پیشبرد آموزشی می شود.حرکت آموزش و یادگیری در کلاسی بدون سینرژی(هم توان افزایی)بیشتر شبیه اسب بارکش است و نه اسب مسابقه.(اسب بارکش به دلیل حمل بار زیاد حرکت مناسب و چندانی نخواهد داشت،درحالیکه اسب مسابقه تیز و تک به سوی هدف می شتابد.)روزی که شما به همراه شور و شعف یادگیری،جو سینرژی(هم توان افزایی)را نیز در کلاس بوجود آورید،نه تنها شاگردان در امر یادگیری با شما همکاری خواهند کرد،بلکه از شما در یادگیری پیشی خواهند گرفت.

1)مرحله ی جذابیت:

در دهه ی 1930 فیلسوف و متخصص تعلیم و تربیت جان دیویی،به معلمان توصیه می کرد تا با واگذاری نقش فعال تری به دانش آموزان،آنان را در امر یادگیری ترغیب نمایند.

او معتقد بود که مشارکت فعال دانش آموزان در یادگیری سبب می شود تا به جای احساس خواب آلودگی و آرزوی اینکه در جای دیگری غیر از کلاس باشند،خود سازنده ی علم و دانش شوند.پس از دیویی نیز مرتباً به معلمان توصیه می شد تا در دانش آموزان خود انگیزه ایجاد کنند و در طرح دروس مرحله ی ایجاد انگیزش و معنی دار کردن مطالب را بگنجانند.همگان با این عقیده موافقند که دانش آموزان تا به مطلبی علاقه مند نباشند،قادر به یادگیری کامل مطالب نخواهند بود.اما متاسفانه علی رغم تاکید بر انگیزش،عدم علاقه مندی و رغبت دانش آموزان به مطالب درس در کلاس های امروزی کاملا مشهود است. در حال حاضر کافی است بگوییم معلم فرمند سبب خستگی و دلزدگی دانش آموزان نخواهد شد.معلم فرمند دارای فنونی برای دلنشین کردن نکات درس خود می باشد.این چنین معلمانی از شخصیت

جذاب خویش برای شور و شعف مطالب درسی سود می برند.در حالیکه مطلب بیش از اندازه کسل کننده باشد،از مطالب جایگزین استفاده می کنند.کم و بیش همه ی معلمان می توانند فرمندی را در خود پرورش دهند.این عمل وانمود سازی،فریب، سحر و یا افسون نیست.بسیار آسان است،کافی است دریابید افراد فرمند چه می کنند؟نیازی نیست که مدلی شبیه آنان شوید،بلکه صفات و ویژگی های خاص خود را با شیوه ی یگانه خود در هم بیامیزید.برای انجام این کار باید به این نکات توجه کرد:

1)در شخصیت بیرونی(ظاهری)خود چه ویژگی هایی را به نمایش می گذارید؟

2)با دانش آموزانتان چگونه صحبت می کنید؟

3)تا چه اندازه دانش آموزانتان را در مسائل شخصی خود سهیم می سازید؟

4)تجربیات شخصی خود را تا چه میزان به نمایش می گذارید؟

5)مهارت هایتان را چگونه با آنها در میان می گذارید؟

6)دانش تخصصی تان را تا چه میزان با آنها در میان می گذارید؟

7)دانش تخصصی تان را چگونه با آنها سهیم می شوید؟

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 07:59 ق.ظ | نویسنده: کرامت کاظمی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد