X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

ثمره ی امید

مورچه و سلیمان


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...
چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ... 
تاریخ ارسال: چهارشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 10:22 ق.ظ | نویسنده: کرامت کاظمی | چاپ مطلب
نظرات (1)
چهارشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1390 10:28 ق.ظ
صهبانا [ ] لینک نظر
سلام
ممنون از مطالب خوب شما بخصوص این مطلب زیبا .
سلامت و سعادت شما آرزوی من است.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد