تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

آسیب شناسی شیوه های تربیتی خانواده های ایرانی

آسیب شناسی شیوه های تربیتی خانواده های ایرانی

 

درباره شیوه های تربیتی والدین ایرانی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد.

شاید قبل از آسیب شناسی این شیوه ها بایدبه آسیب شناسی خانواده ایرانی پرداخت؛ این که در خانواده ایرانی چه جنبه های مثبتی وجود دارد و کدام جنبه های منفی به این نهاد تحمیل شده است. آیا همه آن چیزهایی که مثبت به نظر می رسد، به واقع مثبت است و آیا می توان تحلیل جامعی از رفتارهای خانواده ایرانی ارائه کرد؟ پاسخ به تمامی این سوال ها مجال دیگری می طلبد. اما درباره شیوه های فرزندپروری و آسیب شناسی آن می توان به نکات زیادی اشاره کرد. از غلبه پدر و مادری بر زن و شوهری گرفته تا فرزندابزاری، تربیت فرزندان طلبکار، ضعف ،دانایی والدین، کوته نگری در اهداف، ضعف ارتباطات و تزلزل باورها و اعتقادات که هر کدام به نحوی یکی از ابعاد خانواده را تحت تاثیر قرار داده است. به این ترتیب دامنه بحث چنان گسترده می شود که به سختی می توان در یک گزارش آن ها را جمع بندی کرد.

در این مطلب به رایج ترین شیوه های تربیتی فرزندان و تبعات آن از زبان یکی از کارشناسان پرداخته ایم.

شیوه تربیتی سهل گیرانه

والدین معمولا در برخورد با فرزندان روش های خاصی را بر می گزینند که بیشتر با ویژگی های شخصیتی و تربیتی خود آن ها سازگار است.

دکتر علی پژوهنده، مشاور و روان شناس با بیان این نکته به خراسان می گوید: بعضی از والدین معتقدند که باید فرزندان را آزاد گذاشت و تمام خواسته های آنان را برآورده کرد. حتی اگر خواسته آن ها نامعقول باشد، در واقع همه تلاش این دسته از والدین این است که کودکشان در راحتی کامل باشد. آن ها هرگونه ناکامی را برای او مضر و خطرناک می دانند و با این نگرش، خود را از انجام مسئولیت معاف و کودک را به حال خود رها می کنند.

به این شیوه فرزندپروری، شیوه سهل گیرانه یا آزادی مطلق می گویند. والدین در این شیوه فرزندان خود را کنترل نمی کنند از آنان توقعی ندارند و خونسرد هستند. در امور منزل نظم و تربیتی ندارند و در پاداش دادن یا تنبیه کودک خود چندان جدی عمل نمی کنند. از فرزندانشان انتظار رفتار عاقلانه ندارند و به آن ها آموزش کسب استقلال نمی دهند.

به طور کلی قواعد کمی دارند و از فرزندان خود حتی توقع پای بندی به همان قواعد اندک را ندارند. به رعایت ادب، ساعت خواب، آداب غذا خوردن و ... فرزندشان توجهی نمی کنند و خود نیز چندان به رعایت نظم و ترتیب پای بند نیستند. حتی گاه کودک رااز آسیب رساندن به وسایل منزل منع نمی کنند زیرا تصور می کنند این کار، ایجاد محدودیت می کند.

کودکانی که با این شیوه بزرگ می شوند اغلب بسیار سهل گیر هستند. آن ها در کنترل رفتار های خود مشکل دارند، افرادی پرتوقع و دارای حداقل توانایی خوداتکایی، استقلال، خودنظم دهی، مسئولیت پذیری و فعالیت های اکتشافی اند. شیوه فرزندپروری سهل گیرانه باعث تکانشی بودن، نافرمانی، سرکشی، متوقع بار آمدن کودک می شود و در نوجوانی باعث خودبینی جوان و عملکرد ضعیف در مدرسه خواهد شد.

شیوه تربیتی سخت گیرانه

این مشاور و روان شناس ادامه می دهد: در طرف مقابل شیوه سهل گیرانه، شیوه سخت گیرانه یا مستبدانه قرار دارد. در این شیوه والدین و بیشتر پدر سعی می کند بر تمام جوانب زندگی فرزند کنترل داشته باشد و اجازه هیچ نوع انحرافی از قوانین خانوادگی و ارزش های خود را به فرزندان نمی دهند. این شیوه بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که در آ ن ها تمام اعضای خانواده مطیع امر پدر هستند و پدر حتی زمان خواب فرزندان را تعیین می کند.

در خانواده های مستبد اجازه تصمیم گیری بدون اجازه پدر حتی برای برخی مسائل شخصی وجود ندارد. تفریح، مهمانی دادن، قرار ملاقات و بسیاری از موارد دیگر با صلاح دید پدر یا مادر انجام می شود و تنها پدر یا مادر است که نظرش اهمیت دارد. گویی وقت و انرژی تمام اعضای خانواده سرمایه پدر تلقی می شود و او حق دارد هرگاه صلاح دید از آن استفاده کند.

در این خانواده ها بیشتر درگیری و نزاع فرزندان با مادر و در سنین نوجوانی با پدر است. نزاع با مادر معمولا واکنشی به رفتار پدر است زیرا مادر مجری فرمان های پدر است؛ به ویژه در سنین نوجوانی که فرزندان خواهان آزادی و استقلال عمل بیشتری هستند، زمینه برای ایجاد درگیری با والدین به بهانه های مختلف فراهم می شود. تحقیقات نشان می دهد که فرزندان به ویژه پسران در این خانواده ها معمولا دارای عزت نفس پایین هستند و گاه رفتارهای ضداجتماعی و بیمارگونه از خود بروز می دهند.

آسیب ها

معمولا خانواده  بی بند و بار و سهل گیر یعنی خانواده  ای که نظارت کافی بر کودک خود ندارد و خانواده سخت گیر و خشن ، محیط مناسبی برای پرورش نوجوانان بزهکار محسوب می شود. تحقیقات نشان می دهد بین بزهکاران و والدین آن ها خصومت متقابل وجود دارد. در بسیاری از مواقع والدین برای رفتارهای غیرقابل توجیه فرزندانشان برخورد قاطعانه ای ندارند و نمی دانند چه راه های موثری برای کنارآمدن و حل تضادها و مشکلات خانواده وجود دارد. همچنین طبق تحقیقات فرزندان خانواده های سهل گیر یا سخت گیر اغلب در رسیدن به پایگاه های هویتی خود دچار مشکل می شوند. بیشتر این نوجوانان از لحاظ هویتی نارس یا آشفته اند. آن ها نمی توانند جواب سوالات مهم خود را از والدین بگیرند و دچار سردرگمی می شوند.

اغلب آن ها معمولا دچار تنش با جامعه و اطرافیان می شوند و نمی توانند نقش های خود را به خوبی در جامعه ایفا کنند، شاید تصور شود که فرزندان خانواده های سهل گیر از وضعیت خود راضی هستند اما اغلب چنین نیست این دسته از افراد همیشه طلبکار و والدین همیشه بدهکارند. از آن سو در خانواده های سخت گیر فرزندان ابزارهایی برای رسیدن والدین به آن چیزهایی که خود نرسیده اند، تلقی می شوند. به همین لحاظ به فرزندان بیش از اندازه توجه می شود و در بسیاری از این خانواده ها ترس از انحراف وجود دارد و این ترس و نگرانی افراطی خود عاملی خطرساز برای گرایش نوجوان به بزه می شود. زیرا ترس از انحراف ناخواسته زمینه های انحراف را بیشتر می کند.

چه کنیم؟

دکتر پژوهنده با اشاره به این که شیوه کارآمدتری برای تربیت فرزندان وجود دارد که باید آن را آموزش دهیم، توضیح می دهد: شیوه مقتدرانه، شیوه ای است که یک رابطه منطقی و متعادل در خانواده بین والدین و فرزندان وجود دارد. در این شیوه والدین برای فرزندان حقوقی را می شناسند و اجازه نادیده گرفتن آن را به خود نمی دهند. معمولا برای انجام هرکاری به طور جمعی تصمیم گیری می شود و همه اعضای خانواده خود را موظف به شرکت در تصمیمات و رعایت آن و تن دادن به قواعد خانواده می کنند. تنبیه و تشویق به جا به کار برده می شود اما تنبیهات اغلب به روش های صحیح و منطقی اعمال می شود نه به روش های خشن و غیرمتناسب. در این خانواده ها حرمت پدر و مادر حفظ می شود و ممکن است نظر آن ها به دلایلی از سوی فرزندان رد شود اما حرمت و شان آن ها حفظ می شود. شیوه فرزندپروری والدین، نقش بسیار مهمی در تعیین شخصیت آینده فرزندان دارد. خوب است بدانید فرزندان در آینده شیوه فرزندپروری شما را در پیش می گیرند و در برخورد با فرزندان خود به شیوه امروز شما عمل می کنند!

تربیت فرزندان

والدین معمولا برای تربیت فرزندان دچار افراط و تفریط می شوند. عده ای از خانواده ها هیچ کنترل و نظارتی بر فرزندان ندارند و همه تلاششان این است که فرزندانشان در راحتی به سر برند. کودکانی که به این شیوه بزرگ می شوند، بسیار سهل گیرند از طرفی بعضی از خانواده ها قوانین سخت گیرانه ای دارند و تصمیم گیری امور فرزندان تنها برعهده والدین است. در این خانواده ها نیز فرزندان عزت نفس پایین دارند و رفتارهای ضد اجتماعی نشان می دهند

منبع: خراسان

مکاتب مدیریت

مکاتب دانش مدیریت

 

 

گرچه مدیریت به مفهوم کلی آن سابقه ای به قدمت زندگی اجتماعی انسان و حتی بیشتر از آن دارد، اما آنچه که به نام دانش مدیریت برای مدیریت سازمانها و مؤسسات تکامل پیدا کرده است، مربوط به اواخر قرن نوزدهم و عمدتا قرن بیستم است. تا قبل از قرن بیستم سازمانها در مقیاسی کوچک و با استفاده از روشهای ساده اداره می شدند، ولی با بزرگ تر و پیجیده تر شدن سازمانها، مدیریت آنها با مسائل گوناگون و متنوعی همچون جمعیت فزاینده، رکود، آگاهیهای اجتماعی، کمبود منابع، تورم، تامین رفاه، رقابت، تغییر و افزایش روز به روز سلائق و غیره روبه رو شدند. رعایت همه این مسائل، همراه با بزرگ شدن نسبی سازمانها و پیشرفت تکنولوژی و استفاده از علوم ریاضی، اقتصاد و کامپیوتر پیچیدگی مدیریت را بیشتر کرده است ...

 

پیشرفت مدیریت تا انقلاب صنعتی، هماهنگ و محسوس نبود. در سال 1776، آدام اسمیت با اطلاعاتی که از کارخانه سنجاق سازی به دست آورده بود محسنات تقسیم کار را اعلام نمود. در سال 1832 چالز بابیج (1871-1792 ) ریاضیدان انگلیسی و سازنده ماشین حساب مقاله ای به نام درباره اقتصاد ماشینها و کارخانه ها در زمینه تولید نوشت. او در این مقاله برای اولین بار موضوع اختلاف در مهارت و نقش آن در تعیین مقدار دستمزد و نیز مفاهیمی از مهندسی صنعتی را به بحث گذاشت. همچنین علاوه بر این ها افرادی مثل هنری تاون و یا هارولد کونت نیز مقالاتی در زمینه روشهای اداره سازمانها ارائه داده اند . اما دوره ای که دانش مدیریت از ابتدای شکل گیری تاکنون طی نموده است و همچنین کلیه نظراتی که تا حال از طریق دانشمندان و محققان این علم ارائه شده است را در سه مکتب کلی می توان خلاصه نمود. البته این گرایش ها، در کتب مختلف مربوط به مدیریت در چند مکتب فکری خلاصه شده است که تعداد آن مکاتب، مختلف و گاهی تا پنج مکتب نیز بسط یافته است. اما همگی آنها نقش این سه مکتب مادر را در زمینه رشد این دانش بسیار موثر و اساسی می دانند. این سه مکتب اصلی عبارتند از :

·         مکتب کلاسیک یا سنتی یا تیلوریسم

·         مکتب نئوکلاسیک یا روابط انسانی

·         مکتب سیستمی یا مبتنی بر تئوری سیستمها.

لازم به ذکر است که مکاتب دیگری نیز در بین این سه مکتب اصلی وجود دارد اما به دلیل کم اهمیت تر بودن نسبت به این سه مکتب بزرگ از ذکر آن خودداری شده است.

 

مکتب کلاسیـــک یا سنتــــی یا تیلـــوریسم :

بنیان گذار این مکتب شخصی به نام فردریک وینسلو تیلور ( 1915-1856 ) است که بحث مدیریت علمی به نام او ثبت شده است از این رو گاهی آن را مکتب تیلور یا تیلوریسم نیز می نامند. تیلور اولین مقاله خود را در سال 1895 با نام سیستم پرداخت مزد برای واحد کار یا سیستم نرخ بندی یک قطعه منتشر کرد و در آن به لزوم اندازه گیری زمان انجام یک واحد از کار و جمع آوری اطلاعات برای تعیین آن اشاره نمود. دومین اثر وی در قالب یک سخنرانی و تحت عنوان مدیریت کارگاه در سال 1903 می باشد و در آن به لزوم همکاری صمیمانه بین کارگر و کارفرما و لزوم پرداخت دستمزد مناسب به کارگران به منظور کاهش هزینه های تولید اشاره کرده است. او سرانجام در سال 1911 کتاب معروف خود، مدیریت علمی را منتشر کرد که در آن مسائل مدیریتی به صورتی مدون و منظم با ذکر مثالهای زنده گنجانده شده است. او در این کتاب 4 اصل را که به اصول چهارگانه مدیریت علمی نیز شهرت دارد، بیان نموده است :

 

۱- کشف روش علمی برای هر جز از کار به جای روشهای غیرعلمی 

۲- انتخاب و جذب نیرو با استفاده از روشهای علمی و سپس تعلیم و آموزش علمی آنان از طریق روشهای علمی 

۳- ایجاد کنترل و برقراری تشویق و تنبیه 

۴- همکاری صمیمانه و تشریک مساعی با کارکنان به صورتی که هر شخص وظایف مربوط به خود را انجام دهد ؛ کارگران کار کنند و مسائل مدیریتی را به مدیران بسپارند و مدیران اداره کنند و مسائل کار را به کارگران و سرپرستانشان بسپارند.

 

به نظر تیلور منافع کارگران و صاحبان کار با یکدیگر مغایرتی ندارند بلکه در یک راستا می باشند و کلید افزایش کارایی کارگران، استفاده از مدیریت علمی است که بر اساس آن می توان میزان تولید هر فرد را افزایش داد و در نتیجه، هم اجرت بیشتری به کارگران پرداخت و هم سود بیشتری عاید صاحب کار نمود. از عمده ترین خرده هایی که بر این مکتب می توان گرفت این است که بر پایه انسان اقتصادی استوار است و به انسان صرفا به شکل یک ماشین می نگرد که فقط با مسائل مادی در او ایجاد انگیزه می شود . علاوه بر تیلور دانشمندان دیگری نیز در تکامل و شکل گیری مدیریت علمی سهم داشته اند که از آن جمله می توان به هنری فایل ( 1925-1841 ) اولین کسی که اصل تفکیک وظایف را مطرح کرد و فرانک گیلبرت ( 1924-1868 ) پیشگام حرکت سنجی و مخترع نمودار جریان کار FPC و تربلیگها که بر گرفته از معکوس نام خانوادگی اوست، اشاره نمود.

 

مکتب نئــــوکلاسیک یا روابط انسانــــــی :

بنیان گذار مکتب نئوکلاسیک یا روابط انسانی یک جامعه شناس استرالیایی به نام التون مایو می باشد که استاد دانشگاه هاروارد بوده و تحقیقات بسیاری را سرپرستی نموده است که مهمترین آن، تحقیقات پنج ساله او از 1927 تا 1932 در کارخانه هاتورن، متعلق به شرکت وسترن الکتریک در شهر شیکاگو میباشد. او در این کارخانه با استفاده از یک تیم تحقیقاتی مطالعاتی را در خصوص تاثیر عوامل مادی خاصی نظیر طول مدت کار روزانه، میزان نور، میزان تنفس بین ساعات کاری، صدا، حرارت و نظایر آن ( عوامل فیزیکی )، در تغییر مقدار تولید و کارایی افراد که بعدها به مطالعات هاتورن معروف شد، انجام داده است. در ابتدای این تحقیقات، کارگران به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم بندی شدند.

 

شرایط فیزیکی محیط کار را برای گروه آزمایش متغیر و برای گروه کنترل ثابت نگاه داشتند. بطور مثال میزان نور را برای گروه آزمایش یکبار کاهش و بار دیگر افزایش دادند و برای گروه کنترل میزان نور در هر دفعه به همان اندازه اولیه ثابت نگاه داشته شد. پیش بینی نتیجه کار بر این بود که سطح تولید و کارایی گروه کنترل در همان سطح قبل باقی بماند و برای گروه آزمایش با کاهش میزان نور، کاهش و با افزایش میزان نور، افزایش یابد. اما نتایج خلاف آن را اثبات کرد. التون مایو و گروهش با تعجب مشاهده کردند که سطح تولید و کارایی در هردو گروه تحت هرمیزان نوری، افزایش یافته است . نتیجه این بود که روند صعودی تولید، بستگی به تغییر نور ندارد و علت آن را باید در عامل دیگری جستجو کرد.

 

سپس گروه برای پیش برد تحقیقات خود یک تحقیق سه مرحله ای را در دستور کار خود قرار دادند . ابتدا شش کارگر زن را که با یکدیگر آشنایی داشتند برگزیدند و آنها را برای آزمایشهای خود توجیه نمودند. ابتدا این گروه را به صورت جدا و سپس همراه با یک گروه صد نفری مورد آزمایش قرار دادند. مرحله اول ایجاد تغییر در شرایط فیزیکی مختلف محیط کاری بود با بیش از ده نوع تغییر ( تغییر در نور، زمان، تعداد دفعات استراحت، طول روز کاری و غیره ). اما نتایج نظیر مطالعه اولیه، افزایش سطح تولید و کارایی را در همه حالات نشان می داد. مرحله دوم، اعمال شرایط عادی کار و بازگشت به وضع معمول برای شش نفر مزبور بود. اما باز هم مقدار تولید افزایش یافته وحتی به حداکثر خود نیز رسید. نتیجه منطقی که او و گروهش از این مطالعات گرفتند این بود که این افزایش دائمی تولید به خاطر شرایط فیزیکی کار نیست بلکه به خاطر عوامل دیگری چون آزادی و شخصیت است که به این شش نفر اعطا شده و همچنین روابط صمیمانه ای که بین آنها و گروه تحقیق به وجود آمده بود. همچنین گروه تحقیق دریافت، در صورتیکه افراد آگاهی داشته باشند که بر روی آنها آزمایشاتی انجام می گردد، رفتار طبیعی خود را نمی توانند بروز دهند و رفتارشان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. علاوه بر این نظارت و کنترل مستقیم افراد، بر روی کارکرد آنان تاثیر منفی خواهد داشت. از اینجا بود که التون مایو به وجود روابط غیر رسمی نیز بین شش نفر مزبور پی برد ، البته سالها طول کشید تا این موضوع به عنوان یک اصل تحت عنوان سازمان غیر رسمی مطرح شد. نتیجه ای که در مرحله دوم از آزمایشات بدست آمد این بود که اگرچه بر مدیران منطق هزینه و کارایی حاکم است، بر کارگران بیشتر منطق عاطفه و احساسات حاکم می باشد. مرحله سوم از آزمایشات بازگشت به یک محیط طبیعی کاری بود بدون اینکه از قبل مورد آزمایش قرار گیرند و روابط خاصی با آنها برقرار شود.

 

این آزمایش به نام اطاق سیم کشی بانک معروف است که در آن 14 نفر مرد مشغول کار بودند که نه نفر مسؤولیت سیم کشی، سه نفر جوشکاری و دو نفر بازرسی و نظارت را بر عهده داشتند . نتیجه مفروض، طبق یافته های قبل بر این بود که افراد با حداکثر توانایی خود کار کنند اما نتیجه ای که عاید آنها شد غیر این بود. اعضای هر گروه برای خود معیار هایی تعیین کردند که بر این اساس هر کارگر در روز دو دستگاه کامل سیم پیچی کند و کسانی که بیش تر از دو دستگاه کار کنند به عنوان رکوردشکن و افرادی که کمتر از دو دستگاه کار کنند به عنوان از زیر کار دررو از طرف گروه مورد سرزنش قرار می گرفتند و کسانی که از معیارهای گروه سرباز می زدند توسط اعضای گروه طرد شده و زیر فشار قرار می گرفتند . تغییرات شرایط محیط کاری نیز بر آنها تاثیر چندانی نداشت و واکنش آنها نسبت به حقوق و مزایا معمولا یک واکنش گروهی بود که بیانگر یک نوع رابطه غیر رسمی بین آنها بود . نتایج کلی مطالعات هاتورن شناخت عامل انسانی در شرایط کاری و مهمترین کشف آنها روابط و سازمان های غیر رسمی در مقابل سازمان رسمی و همچنین اهمیت ارتباطات پائین به بالا بود.

 

مکتب سیستمـــی یا مبتنـــی بر تئوری سیستمها :

تئوری سیستمها توسط برتالانفی زیست شناس آلمانی که معتقد بود کلیه علوم مختلف نظیر ریاضیات، شیمی، فیزیک، علوم انسانی و غیره به گونه ای به هم مرتبط می باشند، مطرح شد. در این تئوری نگرش از جز به کل رسیدن مورد توجه قرار گرفت و بیان شد که برای بررسی هر نوع سیستمی از جمله یک سازمان، باید قبل از هر چیز سازمان را به صورت یک کل در نظر گرفته و پیش از آنکه اجزا سازمان را مورد مطالعه قرار داد، موقعیت روابط متقابل اجزا ( تعامل ) و نقش هر جز را به صورت یک مجموعه در تامین اهداف سازمان ( کل )، مورد بررسی و توجه قرار داد. در طول جنگ جهانی دوم، دانش مدیریت پیشرفتهای زیادی کرد و در اواخر 1930، بریتانیا یک تیم از متخصصان را برای کاربرد موثر رادار گرد هم درآورد. این تیم بعدها روی نبرد زیردریایی، کاربرد کشتی های محافظ و کارهای چند تخصصی و چند بعدی تلاشهای زیادی را انجام داد که شروعی بود برای مبحثی با نام تحقیق در عملیات. به دنبال آن گروه تحقیق در عملیات ارتش آمریکا نیز تشکیل شد و با تلاش آنها مباحث نوین برنامه ریزی خطی، تصمیم گیری های چند معیاره، برنامه ریزیهای آرمانی و غیره مورد استفاده در دانش جدید مدیریت قرا گرفت که به آن علم مدیریت نیز می گوید. 

منبع :سایت مدیریت

 

مدیریت ومنابع انسانی 3

«بخش دوم »: برنامه ریزی نیروی انسانی

برنامه ریزی و آینده نگری از جمله وظایف بسیار مهم همه مدیران از جمله وظیفه مدیران منابع انسانی است. در کلام معصومین (ع) نیز به این امر توجه خاص مبذول شده است تا حدی که بقاء و دوام حکومتها و سازمان ها منوط به وجود برنامه ریزی و آینده نگری قلمداد شده است.

اهمیت برنامه ریزی

قال علی (ع) : «امارات الدول انشاء الحیل » (18)

(بقای مناصب و دولت ها مربوط به برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور می باشد.)

با عنایت به این حدیث به این نتیجه می رسیم که برنامه ریزی و چاره اندیشی اساس بقاء و دوام سازمان است و چون از جمله ارکان مهم یک سازمان بلکه مهمترین رکن سازمان، نیروی انسانی است، برنامه ریزی نیروی انسانی از مهمترین وظایف مدیران است.

قال امام علی (ع) : «المؤمنون هم الذین عرفوا ما امامهم » (19)

(مؤمنان کسانی هستند که آینده را می شناسند (آینده نگری دارند.)

برنامه ریزی چون ناظر به آینده است پس شناخت اهداف و برنامه های آتی و نیازهای سازمان به نیروی انسانی در آینده و چگونگی تامین و یا کاهش آن، برنامه ریزی محسوب می گردد.

در حدیث دیگری پیامبر اسلام (ع) ضرورت و اهمیت برنامه ریزی را به ابن مسعود گوشزد می کند و او را از انجام فعالیت بدون برنامه ریزی شده بر حذر می دارد.

عن رسول الله (ص) :

«یابن مسعود اذا عملت عملا فاعمل بعلم و عقل و ایاک ان تعمل عملا بغیر تدبیر و علم » (20)

(پیامبر به ابن مسعود می فرمایند: هرگاه کاری را انجام دادی، از روی علم و عقل انجام بده و بر حذر باش از اینکه کاری را بدون برنامه ریزی و آگاهی انجام دهی.)

فواید برنامه ریزی

برنامه ریزی دارای فواید زیادی است که ما در اینجا با توجه به بضاعت علمی اندک خویش و رعایت اختصار در این مقال، به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.

الف. پیشگیری از پشیمانی:

قال امیرالمؤمنین (ع) : «التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم » (21)

(برنامه ریزی و آینده نگری قبل از شروع کار تو را از پشیمانی ایمن می سازد.)

قبل از شروع عملیات مدیران فرصت دارند تا همه جوانب کار را بررسی نمایند و حوادث احتمالی را پیش بینی نمایند. این پیش بین هاست که فرد را از ندامت و پشیمانی مصون نگه می دارد.

ب. استفاده بهینه از امکانات:

قال امام علی (ع) : «التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة » (22)

(ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات است.)

کسانی که دارای توان برنامه ریزی هستند، در موارد بسیاری قادرند با امکانات ناچیز کارهای بزرگی را به انجام رسانند در حالی که مدیران بی برنامه، با امکانات بسیار وسیع تر به چنین موفقیتی نائل نمی شوند.

ج. برنامه ریزی حلال مشکلات:

عن علی (ع) : «من قعد عن حیلته اقامته الشدائد» (23)

(کسی که چاره اندیشی را رها کند، با شدائد و مشکلات درگیر خواهد شد.)

کسانی که بدون برنامه ریزی کاری را شروع می کنند، چون اشکالات احتمالی را از قبل پیش بینی نکرده اند و برای آن راه حل مناسبی نیاندیشیده اند، هر روز حادثه ای فرا رویشان رخ می نماید اینان همیشه در دنیایی از مشکلات غوطه ور و از گرفتاری و مشغله زیاد شکایت دارند.

لوازم برنامه ریزی

الف. اعتقاد به امکان حل مشکل:

قال رسول الله (ص) : «لکل شی ء حیلة » (24) (برای هر چیزی چاره ای وجود دارد.)

در برنامه ریزی باید ناامیدی و یاس را از فکر دور داشت و معتقد بود که هر مشکلی راه حلی دارد.

ب. استفاده از روند گذشته:

قال علی (ع) : «من قلت تجربته خدع، من کثرت تجربته قلت غرته » (25)

(کسی که تجربه اش کم باشد، فریب خواهد خورد و کسی که تجربه اش زیاد باشد لغزشهایش کم است.)

ج. تفکر و اندیشیدن:

قال علی (ع) : «الحیلة فایده الفکر» (26) (چاره اندیشی فایده فکر می باشد.)

تلاش انسان وقتی مثمر ثمر خواهد بود که مبتنی بر مبانی نظری و فکری باشد. فعالیت ها و برنامه های بدون تفکر، نتیجه ای جز شکست و حرمان در انتظارش نیست.