مهارت های روابط انسانی : مهارتی که همگا ن به آن نیاز داریم ، اما محدودی از آن برخورداریم.
اخیراً من به بانکی که سالها مشتری آن بودم ، به قصد بستن حساب بانکی ام مراجعه نمودم . این حسابی بود که در آن مبلغ کمی پول داشتم و به ندرت از آن استفاده می کردم . تشکیلات بانک و نام آن تغییر کرده بود ، به نحوی که به هنگام ورود احساس کردم مدّتهاست که به این بانک سری نزده ام . وقتی وارد شدم صندوق دار مشغول رسیدگی به مشتریان بود . بنابراین من به کارمند دیگری که مشغول صحبت با یک خانم بود مراجعه نمودم و منتظر شدم تا صحبت آن خانم تمام شود . در این هنگام شخصی از پشت میزش برخواست و به سوی من آمد . او گفت «« آیا از دست من کاری برای شما برمی آید ؟ »» . به ایشان گفتم که برای بستن حسابم به بانک آمده ام . او با تبسم گفت : ««من شما را شخصاً نمی شناسم اما می خواهم به خاطر اینکه مشتری بانک ما هستید از شما تشکر کنم »» و افزود خوشحالم که در خدمت شما هستم . او مرا به سوی خانمی دیگر از کارمندان هدایت نمود و به وی گفت لطفاً کار این آقا را انجام دهید . مجدداً از من تشکّر کرده مرا ترک کرد در حالی که دچار تردید شده بودم داشتم به کارمند جدید توضیح می دادم که برای بستن حسابم آمده ام ، اما این آقا به قدری با من مؤدبانه رفتار کرد که اکنون شک دارم چنین کاری را انجام دهم ، خانم کارمند لبخندی زد و گفت آن آقا معاون بانک هستند . حالا دیگر من از تصمیم خود صرف نظر کردم .
مورد متفاوت
چند ماه قبل دوباره وسوسه خرید کامپیوتر در من شدّت گرفت احساسی که هر از گاهی به سراغ من می آید همواره منتظر ماندم که این وسوسه برای خرید کامپیوتر را که چندان هم ضروری نیست از خود دور نمایم ، ولی متأسفانه نتوانستم . شروع به جست و جو برای پیدا کردن کامپیوتری مناسب نمودم در همین راستا فکر کردم بهتر است با شخصی صاحب تجربه در این امور مشورت نمایم . به فکر افتادم به مغازه ای که قبلاً چندین با ربه آن مراجعه نموده بودم بروم ، تا راهنمایی های لازم را در خرید کامپیوتر جدید دریافت کنم . صاحب مغازه در پشت میزی مشغول کار با کامپیوتر بود . پس از ورود ، نگاهی سطحی به من نمود و سری تکان داد ، از نظر من ایشان شخص خوبی به نظر می رسید. من به او گفتم «« نیاز به خرید کامپیوتری جدید دارم ولی نمی دانم چه مارک و از چه نوعی باید انتخاب کنم »» ، به شخصی همچون شما نیازمندم تا اطلاعاتی در اختیارم بگذارید . او از من پرسید چه زمانی قصد خرید کامپیوتر دارید ؟ گفتم دقیقاً نمی دانم شاید همین یکی دو ماه آینده . آن شخص به من گفت شما دوری در همین اطراف بزنید، کامپیوتر های موجود در بازار بیبنید، من بعداًدر مورد قیمت با شما توافق خواهم کرد . او مجدداً به کار خود مشغول شد و گفت به مغازه ای بزرگتر بروید که تنوع کامپیوتر ها زیاد باشد ، آنها به شما انواع کامپیوتر ها را نشان خواهند داد، هر زمان که شما تصمیم گرفتید ، به من مراجعه کنید تا به شما تخفیف قابل توجّهی بدهم . او دیگر توجهی به من نکرد و به ناچار مغازه را ترک کردم .
در حدود دو ماه بعد من یک کامپیوتر جدید به همراه ، صفحه نمایش و چاپگر خریدم. اما او خربد را از صاحب آن مغازه نکردم. گاه گاهی از جلوی مغازه ی او رد می شدم، بدون این که وارد مغازه شوم. او همواره مشغول کار به نظر می رسید. که از نبود مشتریانی مثل من متضر نمی گردد . اما هنوز در شگفتم که چرا به راحتی سود 200 یا 300 دلاری مرا از دست داد. او فکر می کرد وقتش را نباید به صحبت با من تلف کند ، او می توانست با تبسمی ، به من تعارف کند که بنشینم و با چند کلمه ای مرا در مورد خرید کامپیوتر راهنمایی کند . این دو یا سه کلمه چیزی از او نمی کاست ، اما به هر حال یک مشتری را برای او حفظ می کرد . شاید در آینده هر بار که من تسلیم وسوسه های خرید کامپیوتر می شدم ، به او مراجعه می کردم شاید او کارش زیاد بود و شاید هم فروشنده جزئی بود . اما براساس برداشت من در صورتی که با مشتریانش بهتر رفتار می نمود ، در آمد خیلی بیشتری را جذب می کرد و در تجارتش موفّق تر می شد . مایلم فرصتی بدست می دادکه برای این فروشنده بگویم که ، تا چه اندازه می توانست لذت بیشتری از گپ زدن با من داشته باشد ، و تا چه حد می توانست برای مشتریان خویش جذّاب باشد همچنین دوست دارم بگویم ،که چقدر کلمات و تبسم و نحوه ی برخورد باعث جلب خریداران می گردد، اما می دانم هرگز شانس انجام چنین کاری را پیدا نخواهم کرد .
آنطور با مردم رفتار کنید که خود انتظار دارید
اجازه دهیدبه کلاس درس برگردیم . همگی ما از دانش آموزان می خواهیم که به خاطر ما و خودشان ، با یکدیگر کنار آیندو با هم سازش داشته باشند. در این راستا می باید مهارت هایی را برای ایجاد روابط انسانی به دانش آموزان خود آموزش دهیم ، همان مهارتی که فروشندگان خبره در برخورد با مشتریان خود به کار می برند . معمولاً فروشندگان کالا بدلیل اینکه بقاء و زندگیشان به خریداران بستگی دارند،ماهرانه سعی در جذب و حفظ مشتریان خود می کنند . آنان به مشتریان خود با گرمی لبخند زده ، با آنان با احترام رفتار می کنند و سعی دارند خدمات خود را به طریقی ارائه نمایند که مشتریان می پسندند. صاحبان تجارت ( برخلاف آن فروشنده کامپیوتر )، سعی دارند با مشتریان خود طوری رفتار نمایند که برای خریدهای آینده شان ( اگر چه در حال حاضر خریدی نداشته باشند ) به فروشگاه های آنان مراجعه نمایند.
ما معلمان ، تاجر و فروشنده نیستیم و یا حداقل بطور مستقیم در این کار شرکت نداریم امّا آیا نباید از مشتریان خود ( دانش آموزان ) بپرسیم که چطور می توانیم در یادگیری به آنها کمک کنیم ؟ آیا ما نمی توانیم با لبخند گرمی از آنان استقبال نموده و کلاس را برای ایشان محلّ دوست داشتنی و دلچسبی کنیم ؟ و آیا همه ی این تلاش ها هدایت مطلوب رفتار دانش آموزان ما نخواهد شد ؟
معنی روابط انسانی
روابط انسانی ، با رفتار ما با دیگران در موقعیّت های مختلف سر و کار دارد . هنگامی که ما از روابط انسانی ««خوب»» صحبت می کنیم ، منظور این است که طوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم که طرفین از این ارتباط لذّت برده وخشنود باشند. در کلاس درس معلم و شاگرد چگونه با یکدیگر رفتار می کنند؟ دانش آموزان با یکدیگر چگونه رفتار می کنند؟ هر دو طرف در این ارتباطات ، هم می توانند بگونه ای رفتار کنند که سبب آزردگی خاطر طرف مقابل خود شوند و یا هر دو طرف از ارتباط احساس رضایت نمایند .
چه انتظاری از روابط انسانی در کلاس درس داریم ؟ انتظار این است که بتوانیم روابط مثبت و مفید با یکدیگر داشته باشیم . استفاده از کتاب های آمـوزش رفتـار متقابل انسانی ( روابط انسانی ) می تواند به ایجاد چنین رفتار هایی کمک نماید . اما وظیفه ی معام است بخشی از ساعت درس را به توضیح در مورد رفتارهای مناسب اختصاص دهد . هدف این است ، به دانش آموزان بیاموزیم که چگونه می توانند نظر دیگران را به خود جلب نموده و اثر مطلوبی بر اطرافیان بگذارند . تأثیر مثبت به هنگام ترک دیگران سبب ایجاد خاطره ای خوش از شما در اذهان خواهد شد اما در صورتی که فرد با رفتار خود اثرات منفی بر دیگران بجای گذارد ، یک خاطره ی غضب آلود و فراموش نشدنی در یادها باقی می ماند . اگر به دیگران اعتماد نکردن و روابط انسانی خوبی را در پیش نگیریم هیچگاه فرصت یادگیری از دیگران را پیدا نخواهیم کرد . بوسیله ی توجّه به دیگران هم به خود و هم به دیگری کمک نموده ایم ، زیرا روابط انسانی خوب باعث انسجام در کلاس می گردد، که به نوبه ی خود سبب انجام کار های گروهی لذّت بخش خواهد شد و به رضایت از مدرسه می انجامد .
گامهای لازم برای ایجاد روابط انسانی
در ادامه ، مهارت هایی را مطالعه خواهید نمود ، که در ایجاد روابط انسانی نقش سازنده ای دارد این مهات ها به دانش آموزان کمک می کند تا در کلاس و سایر مراحل زندگی احساس موفّقیت داشته با شند . شما می توانید این مهارت ها را در کلاس درس مکانی که در آن احساس امنیت وجود داشته ، و امکانی از تمسخر دانش آموزان نیست ، مطرح و بحث کنید .
شکستن سدّ روابط
برای اکثر ما برقراری تعامل با دیگران بسیار مشکل است به ویژه با افراد نا آشنا . این عمل چندان هم سخت نیست . همه ی آن چه ما نیاز داریم این است که یخ روابط فی مابین را بشکنیم و ارتباط ایجاد کنیم .کافی است با جملاتی سر صحبت را باز کنیم. شما می توانید به همین شیوه با شاگردان خود ارتباط برقرار کنید . در شکل 1- 8 رهنمود های لازم برای شکستن سدّ روابط نشان داده شده است .
1- لبخند زدن و سلام گفتن
2- معرّفی خود «« نام من … است »» اجازه دهید شخص مقابل خود را معرفی نماید . تکرار نام شخص مقابل و به خاطر سپردن نام او. پرسش در مورد چگونگی هجی کردن نام فرد مقابل«« در صورتی که نام او را درست متوجّه نشده اید .
3- پرسش در مورد شرایطی که با آن شخص ارتباط دارد ، یا با موقعیت تناسب دارد . برای مثال «« چه مدّت طول می کشد تا با اتوبوس به ان محل رسید ؟ »»
در شکل 1-8 رهنمود های لازم جهت شکستن یخ روابط
به جای گذاشتن خاطره ای خوب از خود در اولین برخورد
اولین برخورد در برقرای ارتباط از اهمیّت ویژه ای برخوردار است و در صورتی که خاطره و یاد خوبی از خود به جا بگذاریم تمایل دیگران برای برقرای تماس و ارتباط مجدد با ما بیشتر می شود . عکس این مطلب نیز صادق است ، با خاطره ی بد در برخورد اولیه ، افراد از ما دوری خواهند کرد . آنچه در شکل 1-8 آمده است . همچون ، لبخند ، معرفی خود و .... از بهترین و مؤثرترین شیوه ها برای ایجاد ارتباط می باشند . یک لبخند صادقانه باعث جلب توجّه دیگران می گردد ، همان طوری که نام شخص و بخاطرسپاری آن تأثیر مهمّی در روابط انسانی دارد؛ با بکارگیری این شیوه دوستی صمیمانه ای آغاز خواهد شد .
باز کردن باب گفت وگو
یکی از ویژگی های افراد چگونگی آشنایی و طریق ارتباط برقرار کردن با دیگران است . عده ای از افراد برای برقراری ارتباط ، از شیوه های مبالغه آمیزی همچون سلام و تعظیم کردن،گاهی بکار بردن کلمات اغراق آمیز در تعریف و تمجید از دیگران ،استفاده می کنند .در حالیکه عده ای دیگر از شیوه های جهت گشودن باب گفتگو سود می جویند . این شیوه ها همان طور که در فصل چهار توضیح داده شد، می توانند :
شامل گوش دادن مناسب به صحبت های دیگران و یا تأیید سخنان سایرین باشد . شکستن یخ ارتباط ( از بین بردن جو سرد بین طرفین ) یکی از شیوه های باز نمودن باب گفت وگو با دیگران است . شما می توانید با گفتن «« به موضوع شما علاقمندم »» و یا «« بیشتر در این باره برایم توضیح دهید»» و یا «« تا به حال روی چنین مطلبی فکر نکرده بودم »» مخاطبین خود را جذب کرده و با گوش دادن به پاسخ های آنان حقیقتاً درکشان کرده و جوّ دوستی و اعتماد ایجاد نمایید.
ترغیب دیگران برای همکاری
برخی اوقات در محیط کار با دیگران ، مشاهده می کنیم که یک یا چند نفر تمایل به همکاری ندارند.به ویژه درکلاس درس اغلب چندنفرمایل به همکاری درکلاس نمی باشند. برای مثال در نظر بگیرد که شما به عنوان معلم از دانش آموزان می خواهید تا گزارش پژوهشی را که در مورد سیارات ماه انجام داده اند در کلاس برای سایر همکلاسی های خود بخوانند. ممکن است برخی از دانش آموزان علی رغم این که به دشما علاقه دارند ، اما مایل به گزارش شفاهی در کلاس نباشند. ممکن است دانش آموز به شما بگوید ، آیا من می توانم گزارشم را به صورت کتبی به شما بدهم ؟ شاید شما فکر کنید که این دانش آموز کلاً حس همکاری ندارد ، اما چنین نیست . برای کمک به او شما می توانید بگویید ««می توانیم با هم کار کنیم به این ترتیب که شما مطالب را جمع آوری کرده و مرتّب نمایید من گزارش شفاهی می دهم »» طوری که شما به عنوان مشاور این طرح و من حکم گزارشگر آن را داشته باشیم . خیلی جالب است این طور نیست !آیا دلتان می خواهد این شیوه را تجربه کنیم ؟
اعطای شأن به دیگران
یکی از مؤثرترین شیوه های تحت تأثیرقراردادن دیگران، اعطای شأن به آنهاست ( شکل 2-8 ). این عمل توسط احترام گذاشتن به دیگران و نیز ارزش دادن به آنها انجام می شود هنگامی که به فرد مخاطب می گوییم «« من از شما چیزهای زیاد ی یادگرفته ام »» و یا از آنها به خوبی یاد کرده می گوییم «« کار قابل توجهی را انجام داده اید »» ، در آنها احساس ارزشمندی ایجاد نموده ایم . رفتار های مؤدبانه ، توأم با احترام ، رعایت تساوی پرسش درباره ی ایده ها و عقاید ، گوش دادن به سخنان و تأیید همکاری و مشارکت دانش آموزان به آنها شأن و ارزش می بخشد . دانش آموزانی که احساس ارزش می کنند . توجه بیشتری به گفته ها و توصیه های معلمان دارند و از آنان پیروی می کنند . در صورتی که با انجام اعمالی همچون ،تحقیر دانش آموزان و یا نسبت های نا مناسب دادن به آن ها،باعث می شویم تا جوّ اعتماد از بین رفته و اعمال نامناسب شایع گردد. با اخلاق بودن ، با احترام با دیگران برخورد کردن و مجموعه ی از صفات مثبت و مناسب دیگران را همواره در نظر داشتن ، موجب ایجاد محبوبیت خواهد شد .
جوّ اعتماد به وجود آورید
در فصل دوم در مورد چگونگی ایجاد جوّ اعتماد در کلاس و در رابطه با دانش آموزان توضیح دادیم . اگر به خاطر داشته باشید، از هفت اصل اخلاقی صحبت کردیم که معلم برای توصیه جوّ اعتماد می بایست دائماً آن ها را به کار برده و در نظرداشته باشد . پنج اصل از این هفت اصل که عبارتند از مهربانی ، توجّه ، یاریگری ، انصاف و صداقت را همواره می بایست در کارهای گروهی مدّ نظر قرار داده ، تا بتوانیم روابط توأم با اعتماد بین خودودانش آموزان بوجود آوریم. این پنج اصل را هم در مقابل گروه و هم با تک تک دانش آموزان باید به کار گرفت تا جوّ اعتماد کاملاً در کلاس مستقر شود .
1-توجه به دیگران
2- پرسش درباره ی عقاید و آراء دیگران
3- گوش دادن توأم با همدلی به سخنان دیگران ( در ک کلمات ، درک زبان بدن ، سعی در تفسیر احساسات از روی گفتار )
4- تعقبب کردن سخنان دیگران ( سر تکان دادن ، تأیید کردن و عمل کردن )
5- توجّه و اهمیّت به میزان مشارکت آن ها ( ارائه ی تشویق در جمع به هنگام مشاهده علایم تفکّر و مشارکت )
شکل 2-8 چگونگی اعطای شأن و اخترام به دیگران
نمایش کدام یک از رفتار های ویژه در برقراری روابط انسانی حائز اهمیّت است ؟
تا کنون ، از اصول مهارت های روابط انسانی آگاه شدیم ، اصولی که همواره باید آنرا در نطر داشته باشیم ، اما تا به حال صحبتی از رفتار های ویژه که موجب انتقال پیام روابط انسانی به دیگران می شود ، نکرده ایم . در این جا قصد داریم از این رفتارهای ویژه صحبت کنیم .
استفاده از زبان مثبت بدن
مؤثرترین وسیله ی ارتباطی که می توانیم برای انتقال پیام از آن استفاده نماییم زبان بدن است ، اما این ارتباط غیر کلامی است . زبان بدن عبارتست ازعادات شخصی که به هنگام تعامل با دیگران ، توسط حالات چهره ، تماس چشمی و اشارات از خود نشان می دهیم . برخی اوقات زبان بدن مؤید گفته های ماست ، اما برخی اوقات این تأیید دیده نمی شود. در انتقال تفاوت مورد نظر و احساسات به دیگران زبان بدن قوی تر از زبان کلامی ماست برای نثال تصور کنید شخصی به شما معرفی شده است ، او به شما می گوید که از دیدنتان خوشحال است. اما دست گرم و پر حرارتی به شما نمی دهد و به زودی چهره ی ناخوشنود خود را از شما می گرداند . او را با شخص دیگری مقایسه کنید که هنگام معرفّی به شما ، به گرمی دستتان را می فشارد و در حالی که به چشمانتان نگاه می کند ، لبخند گرمی به روی شما می زند. کدام یک از دیدن شما خوشحالند؟
این ضرب المثل قدیمی می گوید «« اعمال رساتر از کلمات است »» ، در تعمل روابط انسانی مصداق بیشتری دارد استفان کووی(1989) ادعا می کند ، ده درصد از ارتباطات ما انسان ها توسط کلام ، سی درصد توسط صداهایی که به هنگام صحبت از آن استفاده میکنیم و شصت درصد بقیّه توسط زبان بدن صورت می پذیرد . ممکن است این گفته صد در صد صحت نداشته باشد اما آن چه که اهمیّت دارد این است که ما انسان ها به درک و فهم حالات و احساسات ( از طریق تن صدا و حالات چهره و نگاه ) بیشتر از کلام توجّه داریم . دانش آموزان به سادگی ، از حالات چهره ، تماس چشمی یا عدم آن و موقعیّت های بدنی ، آنچه معلم در ذهن دارد ، را درک می کنند ، حتی اگر به آن اشاره ای ننمایند . جوامع غربی تأکید زیاد بر روی تماس چشمی دارند ، با وجود آن که این مسئله ممکن است در جوامع دیگر متفاوت باشد . اکثر مواقع هنگامی که افراد لبخند به لب هستند و حالت ظاهری مطبوع و مناسبی از خود نشان می دهند ، این امر به عنوان پذیرش و استقبال و صمیمیّت تلقی می گردد . تکان دادن سر در هنگام برقراری ارتباط حاکی از تأیید و درک مطالب مخاطب است . و هنگامی که شما رو به روی شخصی می ایستید به چشمان او نگاه می کنید به منزله ی پذیرش اوست . اما در صورتی که با شخص مخاطب فاصله بگیرید وخود را کنار بکشیدو ازتماس چشمی احتراز کنید، به منزله ی عدم پذیرش وی می باشد،درحالیکه ممکن است شماچنین منظوری نداشته ام باشیدما معلمان می توانیم زبان بدن کلاممان رایکی کنیم تاابهامی در کار نباشدوپیام های روشنی به دانش آموزانمان بدهیم .
ارسال پیام های کلامی شفاف
ارسال پیام کلامی به دو صورت انجام می گیرد ، صحبت کردن و نوشتن . غالب افراد اعتقاد دارند که ارتباط مستقیم کلامی و شفاهی یکی از مؤثرترین راههای برقراری ارتباط است . به نحوی که منظور و مفهوم به وسیله ی کلمات می توانند معنی واقعی برسانند . اما چیزی که در ارتباطات کتبی انتقال نمی یابند زبان بدن ، صدا و لحن بیان است که شنونده از این ها می تواند برداشت هایی بنماید . به هر حال اصوات صحبت می توانند تعبیر و تفسیرهای خاصّی به مخاطب برساند . اما به هر حال حداقل ده درصد انتقال پیام شفاهی توسط کلمات صورت می گیرند ، بنابراین نباید از قدرت کلمات غافل بود. کلمات از قابلیت ایجاد امید ، گمراه کردن و آزردن برخوردارند . ما همواره می باید در استفاده از کلمات بسیار محتاط و دقیق باشیم .
هوشیاری در مورد اثرگذاری کلمات ، در روابط فردی
همان طور که دیدید ، سی درصد معانی پیام منتقل شده توسط کلمات ، از طریق صوت و چگونگی ارائه ی آن صورت می پذیرد.صداها توسط بلندی و کوتاهی ، تأکید و آهنگشان، معنی کلمات را تغییر می دهند . به معنی کلمه ی«« بلی »» زمانی که آرام ادا شده در مقایسه با زمانی که بر آهنگ آن تأکید می شود توجّه نمایید . اولی ممکن است به عنوان پاسخ مثبت باشد . و اما دومی می تواند چندین معنی ابهام آمیز را در بر داشته باشد ، برای مثال «« شما از من چه می خواهید ؟ !»». بنابراین تغییر آهنگ صدا و تأکید برآن نقش مهمی در روابط بین انسان ها داشته و در صورتی که آهنگ صدا و تآکید خوب باشد ، معنی آن جمله مثبت تلقی خواهد شد همچنین کلمات و آهنگ آن می توانند اثرات منفی داشته باشند . ما معلمان باید دانش آموزانمان را متوجّه ی نحوه ی بیان و آهنگ صدا و وتأکید بر کلمات نموده و نقش این مهم در روابط انسانی را برایشان روشن کنیم . به ویژه زمانی که لحن کلام حالت تعنه ، گوشه و کنایه زدن به دیگران را پیدا می کند .
ارائه واکنش مثبت به دیگران
فرض کنید شخص می خواهد در مورد موضوع کاری مشترک با شما صحبت کند و شما مایل نیستید که ادامه ی کاردچار مشکل شود . چه واکنش هایی را می بایست ارائه دهید ؟ واکنش شما باید بسیار استادانه باشد . در صورتی که صحبت در جهت مثبت در حال پیشرفت است . با تکان دادن سر به علامت تأیید و موافقت ، مخاطب خود را همراهی کنید و در صورتی که مطمئن نیستید چه جوابی باید داد ، می توانید اطلاعات بیشتری را از وی جویا شوید . مثلاً بگویید «« آیا می توانید در این زمینه اطلاعات بیشتری به من بدهید ؟ »» و یا بگویید : «« این نگرش برای من جدید است ، ممکن است کمی بیشتر در این زمینه توضیح دهید ؟»» و در انتها ، اگر شما باگفته هایی مخاطب خود مخالفید ، می بایست نظریات خود را به صورت مؤدبانه و حساب شده ابراز نمایید. به کار بردن جملاتی از قبیل «« ممکن است من اشتباه کنم »» و یا «« به نظر می رسد من موضوع را از زاویه ی دیگری می بینم »» و غیره از راه های مناسب مخالفت با نطرات دیگران است . بکارگیری چنین جملات سبب می شود تا مخاطب د رحالت دفاعی نسبت به شما قرار نگرفته و آماده ی شنیدن نظریات شما باشد . زمانی که ما با نظرات دیگران موافقیم ، زبان بدن ما از این موافقت تبعیت می کند . معمولاً به سوی مخاطب می جرخیم، به او چشم می دوزیم ، در حالت تأیید سرمان را تکان می دهیم و نسبت به وی توجّه کامل داریم . امّا هنگامی که با شخصی مخالفیم ، روی از وی برمی گردانیم ، لبهایمان را جمع می کنیم و به او بدون توجه می مانیم . این پیام ها به خوبی قابل انتقال هستند .
در صورتی که ما قصد انجام کاری گروهی و دست جمعی را در حین کلاس درس با دانش آموزانمان داریم ، اگر حتی با برخی از آنان مخالفیم می بایست به همان صورت که توصیه شد با آنان برخورد می کنیم و با زبان منفی بدن آنها را از خود نرانیم . می بایست با حفظ روابط مناسب چنین فرصتی ، حتی اگر با برخی از آراءآنها مخالفیم می بایست سر تکان دهیم ، به آنان توجه کنیم و نشان دهیم که نظرات آنها را درک کردیم و با اضافه کردن این جمله که «« ممکن من اشتباه کنم ، اما .. »» .
تعهد و پایبندی به انجام توافقنامه:
دانش آموزان باید بدانند،شرط حفظ روابط مثبت با دیگران ، پیرو ی و پایبندی به مقررات وضع شده در توافقنامه است . فرض کنید که با یکی از افراد برای طراحی بروشور یک دانشگاه علمی همکار هستید .طبق مذاکرات قبلی می دانید که همکار شما علاقه مند است ،تا نام کالاهای ععلمی و نام افرادی که در ساخت هر کدام از کالاها دخالت داشته اند ،در بروشور چاپ شود . در حالی که شما احساس میکنید بروشور بایک زمینه وطرح آینده نگرانه و باکیفیت عالی ، بیشتر نظر بازدید کننده گان را به خود جلب می کند. حال اگر در آخرین جلسه ی مللاقات کاری تان هر کدام از شما دو نفر در مورد دیدگاه های خود توضیح داده و توافق کرده اید که هر یک از شما ، نظر پنج نفر از افراد جامعه را در این مورد جویا شوید ( در مورد این که کدام یک از طرح ها بهتر است ؟ ) . در صورتی که شما مایل به ادامه ی کار با همکارتان هستید ، بهتر است به قولی که برای جمع آوری آراء و عقاید دیده اید ، پایبند بوده و در فکر عذر و بهانه در مورد این که نتوانسته اید به قول خود عمل کنید ، نباشید . در غیر این صورت او بیش از این به شما به عنوان یک همکار نخواهد نگریست و همکاری با شما را ادامه نخواهد داد.
1- لبخند زدن و با دیگران به گرمی احوال پرسی کنید.
2- از اشارات بدنی مثبت استفاده نمایید.
3-پیام های روشن و شفاف کلامی ارسال نمایید.
4- مراقب لحن صحبت و گفتار خود باشید .
5- در پاسخ به گفته های دیگران واکنش مثبت ارائه نمایید.
6- به توافق های خود پای بند باشید .
شکل 3-8 خلاصه ای از آنچه می بایست برای حفظ روابط خوب با دیگران انجام دهیم
آن چه که مطمئناً نباید انجام دهیم
همان طوری که در برخورد با دیگران می بایست کارهای خاصی انجام دهیم ، مواردی نیز هست که مطلقاً نباید آن ها را انجام دهیم ( شکل 4-8 ) . در صورتی که ما خواهان حفظ روابط خوبی با دیگران هستیم ، هرگز نباید به آنها بی اعتنایی و بی توجّهی نماییم و نیز هرگز نباید به آن ها بی احترامی کنیم . به مراتب بهتر است بپذیرم که باور و شناخت کافی از همکارمان نداریم ، تااین که به آن ها نشان دهیم ، قادر به همکاری با ایشان نیستیم . مسلماً مواقعی پیش می آید که شما احساس می کنید طرف مقابل پای بند به توافق ها نیست و سهم خود را به انجان نمی رساند، یا تنبل و لجوج است و یا فکر می کنید که از شما سوء استفاده شده و شما مایل به تلافی هستید. اما بهتر است که بر کار مشترک متمرکز شوید و از مواردی که به همکاری لطمه می زند ، بپرهیزید. اگر با همکارتان تلافی کنید ، هرگز کار مولّدی با وی نخواهید داشت . هرگز نباید یک همکار را کوچک نمود ، و یا کار او را کم جلوه داد . شما نباید سخن مبنی بر دست کم گرفتن همکار خود اظهار کنید . و یا او رابی عرضه ، تنبل و احمق بنامید . هرگز نباید با لحن طعنه آمیز و یا با گوشه و کنایه درباره ی وی صحبت کنید وسپس بخندید و بگویید که منظوری نداشته اید . پیام شما به صورت رسا وروشن به طرف مقابل این طور می رسد که دقیقاً از سخن خود منظور داشته اید . همکاران ممکن است گاهی از تحقیر شدن توسط شما در خلوت عفو نمایند ، اما هرگز از تحقیر شدن در حضور دیگران شما را نخواهند بخشید . ممکن است همکار شما در کار تعلل بروزد ، احمقانه رفتار کند ویا سهم خود را به خوبی به انجام نرساند ، اما گوشزد کردن شکست های وی ، چیزی عایدتان نمی شود. در چنین شرایطی ، بهترین کار این است که سهم خود را به خوبی به انجام برسانید. در صورتی به شکست های آنان اشاره کنید ، ممکن است از همکاری با شما سر باز زنندو شاید شما نیز تمایل به ادامه ی همکاری نداشته باشید .
همچنین می بایست مطمئن شویم که آنچه همکارمان می گوید و یا انجام می دهد را به حساب آورده ایم . شما با گفتن چنین جمله ای که : «« تو اعتقاد داری که فردا این کار تمام می شود ، در حالی که چنین چیزی غیر ممکن است ، بقیّه اعتقاد دارند که این کار حداقل سه روز طول می کشد »» یک رابطه خوب و هماهنگ را تخریب خواهید کرد . می توانید تصور کنید که تا چه اندازه عقیده ی همکار خود را بی اهمیت تلقی کرده اید ؟ به همین منوال ، شما نباید به لحن طعنه آمیزی به وی بگویید «« فردا ؟ راست می گویی؟ تو تا حالا کجا بودی؟»» یا زمانی که او عقیده ی خود را ابراز می کند پوزخندی زده قیافه ای تمسخرآمیز به خود بگیرید.
با وجودی که همه ی این توصیه ها در روابط بین فردی معقول و متعارف به نظر می رسند ، اما هنوز شاهدیم که دانش آموزان ، معلمان و سایر بزرگسالان چنین اعمال نهی شده ای را در روابط متقابل انجام می دهند .هنوز هم افراد فکر می کنند که برتری خود را با کنار گذاشتن و به حساب نیاوردن دیگران حفظ و تأمین می کنند . در صورتی که طرف مقابل شما می گویید : «« فردا کار تمام می شود »» ، شما می توانید در پاسخ به او چنین بگویید «« شما این طور فکر می کنید ؟ ممکن است من اشتباه کنم .اما حدس می زنم سهم مربوط به من دو روزی طول بکشد. من امیدوارم گفته ی شما تحقق یابد و شاید تخمین من در مورد مدّت زمان انجام کار اشتباه باشد. »»
1- نباید به افراد دیگر عدم علاقه ی خود را نشان دهیم .
2- نباید دیگران را نادیده بگیریم.
3- نباید دیگران را خوار و حقیر بشماریم .
4- نباید سهم دیگران را نادیده بگیریم.
5- نباید به صورت طعنه آمیز با دیگران صحبت کنیم.
شکل 4-8 : خلاصه ی از آن چه که ما نباید در روابط انسانی انجام دهیم .
نقش روابط انسانی در کلاس های ابتدایی
بیشترین مطالبی که تا به حال عنوان شد ، در مورد دانش آموزانی قابل استفاده است که قادر به استدلال منطقی می باشند. به طور کلی کودکان از نه سال به بعد چنین قابلیّتی دارند . حال ببینیم در مورد آموزش روابط انسانی برای کودکان مقطع ابتدایی چه باید کرد؟پاسخ این است که همه ی موارد را می توان به کودکان خردسال نیز آموزش داد. به طور طبیعی آن ها قادر به بحث و استدلال عمیقی که دانش آموزان سنین بالاتر از آن برخوردارند ، نمی باشند ، امّا کودکان اصول را به صورت قوانین طلایی همچون احترام به دیگران ، کنار آمدن بدون جنگ و ستیز با دیگران یاد می گیرند و ظیفه ی معلم معرفی اصول و هدایت بحث در این باره است.
به منظور آشنایی دو مثال از مدارس ابتدایی را مطالعه می کنید :
مدرسه شماره 1
آموزش روابط انسانی در سالهای ابتدایی فقط مختصّ دانش آموزان و معلمان نیست ، بلکه والدین را در بر می گیرد. نکته ی کلیدی در ارائه ی مدل مناسب رفتاری است کودکان توسط تقلید رفتارهایی را از بزرگتر ها می آموزند . متأسّفانه در همه ی موارد ، بزرگسالان مدل رفتاری مطلوبی را به کودکان ارائه نمی دهند . یک بار یکی از اولیاء به من گفت : «« من خوشحالم و طریقه ی رفتار شما را می پسندم زیرا دخترم سعی دارد از رفتار شما تقلید کند »». قوانین مدرسه می تواند مثال های عالی برای کودکان باشد . یکی از اصول مدرسه ی 1 این است که در شروع کار مدرسه و به هنگام ورود ، معلمان به شاگردان و والدین خوش آمد گفته شود . معلمان از این شیوه استقبال کرده اند زیرا انجام این کار سبب شده تا کودکان لبخند زدن و صبح بخیر گفتن را بیاموزند . دانش آموزان نیز چنین اظهار نظر می کنند از این که کسی با نام ما را صدا می زند و به ما صبح بخیر می گوید ، خوشحالیم . بر اهمیّت روابط انسانی با والدین به حدّ کافی تأکید نشده است . روابط بین معلم و والدین تأثیر بسیار زیادی بر روابط بین معلم و شاگرد می گذارد . من همواره سعی می کنم تا قوانین طلایی را به همان اندازه که با دانش آموزان به کار می برم با والدین نیز به کار بگیرم . به طور کلی هنگامی که با کودکان سر و کار دارید ، سعی کنید از اصول زیرپیروی نمایید :
1 – صحبت کردن با کودک درباره ی احساس وی هنگامی که دانش آموزان دیگر او را هل داده اند ، به او لقب بدی داده اند و یا با وی بازی نمی کنند .
2 – به بحث گذاشتن این مطلب که با دیگران همان گونه رفتار کنند که دوست دارند با آن ها رفتار شود. این موضوع را هر روز تکرار کنید.
3 – همواره با صداقت و احترام با کودکان صحبت کنید .
4 – همواره به کودکان شأن ببخشید ، و آن ها را در حضور دیگران سرزنش و ناراحت نکنید .
5 – کلمات را به دقّت انتخاب کنید. کودکان را برای خطاهایشان سرزنش نکنید ، زیرا سبب بروز حالت تدافعی در آن ها می شود . جملاتی چون «« این کار تو بود ...؟»» «« چرا این کار را کردی ...؟ »» را به کار نبرید ، بلکه به طور مؤدبانه سوال کنید «« چه کار دیگری می توانی بکنی ؟»»
6 – هنگامی که دو دانش آموز با هم مخالفت دارند ، راهی بیابید که هر دو احساس رضایت خاطر نمایند . در برخورد با والدین اصول زیردر مدرسه 1 به کار می رود :
1- به هنگام گزارش سوء رفتار کودکان به والدینشان ، کلمات می بایست به دقّت انتخاب شوند. هر گز کودکان را متهم نکرده و کاری نکنید که والدین آن ها احساس کنند خطای کودک به آن ها برمی گردد . والدین کودکان را بخشی از خود می دانند ، بنابراین در صورت متهم کردن فرزندانشان ، همکاری خود را با مدرسه قطع خواهند کرد . می باید با والدین در مورد حلّ مشکل هم اندیشی کرد و ره راه حلّی مناسب دست یافت . سعی معلمان و والدین توفیق دانش آموزان است . بنابراین با یاری هم باید کودکام را به سوی موفّقیت سوق دهید .
2- والدین را متقاعد نمایید که اولیاء مدرسه طالب همان اهداف و ایده آل هایی هستند که والدین برای کودکان خود می خواهند و بر آوردن این خواست ها سبب توفیق مدرسه خواهد شد .
برخی از معلمان از مهارت روابط انسانی خوبی برخوردارند و برخی دیگر فاقد چنین مهارت هایی می باشند . اما تا آن جا که من می دانم اکثر معلمان با جدیّت اصول روابط انسانی را به کار می گیرند .
مدرسه ی شماره ی 2
من سال تحصیلی را با ابراز انتظاراتم به دانش آموزان آغاز کردم وبه آن ها گفتم مدرسه و کلاس در حکم خانواده ی من هستند همچنین افزودم همان طوری که اعضای یک خانواده در همه ی امور با هم توافق ندارند در کلاس درس نیز چنین شرایطی پیش خواهند آمد . اما علیرغم اختلاف سلیقه ها من همواره همگی را دوست خواهم داشت ونیز گفنم که یکایک آنان برای من اهمیّت داشته و خواهان بهترین سال تحصیلی برای یکایکشان می باشم . اضافه کردم ، به خاطر این که آن ها تا این حد برای من عزیز هستند ، بنابراین اجازه نخواهم داد که هیچ گونه بی مهری و شقاوتی نسبت به یک دیگر روا دارند . از آن ها خواستم که در تمام طول سال چه در کلاس درس و چه در زمین بازی رفتار خوب و شایسته ای داشته باشم و افزودم که رفتار خوب نشان دهنده ی شخصیّت مناسب است ، شخصیّتی که برای کوچک و بزرگ احترام قایل است . من مروری بر قوانین طلای کلاس نموده و تابلویی از آن قوانین را در کلاس نسب کرده و گفتم ، پیروی از قوانین طلایی آرمان و شعار این کلاس است . و این قوانین عبارتند از : اگر می خواهی دیگران روی تو اسمی نگذارند، تونیز روی دیگران اسم مگذار . اگر می خواهی دیگران به حرف های تو گوش بدهند ، تو نیز به حرف هایشان گوش بده و از همه مهم تر اگر می خواهی دوستی داشته باشی تو خود دوست خوب باش . به نظر می رسد که دانش آموزان همه ی این موارد را به خوبی در ک کرده و می پذیرند و نیز احساس می کنند این قوانین راه های منصفانه ای برای انجام امور پیشنهاد کرده و مهم تر از همه این که معلمشان آن ها را دوست دارد .
«« رفتار خوب شخصیتی است که طی آن ما احترام خود نسبت به دیگران را نشان می دهیم . »»
خلاصه ی آنچه تا به حال خوانده اید :
در این فصل ما هشتمین عنصر از عناصر نه گانه را بررسی کردیم ، عناصری که جهت ایجاد کلاسی با روحیه ی سینرژی و جذّاب لازم می باشند . در این فصل دیدیم که روابط انسانی خوب به افزایش ظرفیّت همکاری مؤثر با دیگران کمک نموده و به نوبه ی خود سبب آزادسازی انرژی جهت ایجاد کلاسی توأم با سینرژی خواهد شد . حال از این پس در مورد نهمین عنصر لازم ، یعنی حلّ مشکل صحبت خواهیم کرد . هنگامیکه عدّه ای از افراد در محیط بسته ای به کار مشغول اند بروز مشکل ، امری اجتناب ناپذیر است . در فصل آینده خواهیم دید که مشکلات چگونه حل شده ، در نتیجه سبب پیدایش نگرش مثبت ودر نهایت منجر به حفظ روابط بین فردی خواهد شد .
درباره ی این مسائل فکر کنید :
1- تصور کنید با گروهی در فعالیّت های آموزشی یا اجتماعی همکاری می کنید . امّا پس از مدّتی دریافته اید که با یگی از افراد یا گروه اختلاف سلیقه های بسیاری دارید . روابط انسانی در چنین شرایطی چگونه پیش می رود ؟ آیا همه چیز به آرامی خواهد گذشت و یا اختلافات بیشتر می شود ؟ با توجّه به آنچه در این فصل خوانده اید برای پیش برد همکاری چه خواهید کرد ؟
2- می دانیم که بروز اختلاف در میان افراد گروه غیر قابل اجتناب است . به نظر شما آیا با حذف کلمات ستیزه جویانه روابط بهتر می شود ، یا با پافشاری خصمانه برعقاید و عدم توافق ها ؟
3- قصد دارید روابط انسانی در کلاستان را ارتقاء دهید بر چه مطالبی تأکیدی می کنید ؟ چه مدّت زمان برای این امر اختصاص می دهید ؟ آیا برای تمرین و یادگیری از کلاس درس تان استفاده خواهید کرد ؟ آیا از روش ایفای نقش استفاده می کنید ؟ آیا گوشه و کنایه زدن و یا نام گذاری نامناسب بر روی افراد را مخاطره آمیز می دانید ؟
4- تصور کنید در کلاستان روابط انسانی را تمرین کرده اید . دانش آموزانتان خوب پاسخ داده و روابط بین فردی در کلاس خوب است . برای تعمیم این مهارت ها به کارگیری آن ها توسط دانش آموزان با اعضای خانواده و خارج از کلاس درس چه می کنید ؟
انعقاد و کاربرد قراردادهای کلاس
معلمان مدّتها است متوجّه شده اند که،عملکرد دانش آموزان هنگامی که درتصمیم گیری های کلاس شرکت دارند بسیار بهتر از زمانی است که هیچ مشارکتی در تصمیم گیری ها نداشته باشند . رودلف دریکرز و پیرل کاسل ( 1972) جزو اولین کسانی بودند که به اصل «« مسئولیّت مشترک »» معلم وشاگرد اشاره نمودند. پس از آن توماس گردون (1989) بر «« مدیریت مشترک در کلاس »» توسط معلم و شاگرد تأکید نمود . ویلیام گلاسر نیز (1993) معلمان را به رفتارهایی ترغیب نمود که سبب ایجاد انگیزه وبالا رفتن کیفیّت کاری دانش آموزان می شود .
خلاصه کارهایی که معلم در کلاس درس برای رسیدن به توافقنامه یا قرارداد کلاس می بایست انجام دهد به شرح زیر است :
1 – از دانش آموزان خود بپرسید از چه چیزهایی در مدرسه بیشتر لذّت می برند ؟ معمولاًآنها ازدوستانشان ،ورزش، هنر،موسیقی،وکارمشترک برروی پروژه ها نام می برند.
آنچه را برشمرده اند روی کاغذ یا تخته ی سیاه مدرسه یادداشت کنید . به عنوان یک گروه مطالب ذکر شده در کلاس را به بحث بگذارید . بر نکاتی که مورد توافق همگان نیست اشاره کنید . پس از آن بگویید که نهایت سعی خود را برای آنچه مورد درخواست آنان می باشد انجام خواهید داد.
2- اکنون از دانش آموزان بپرسید چه چیزهایی را در مدرسه دوست ندارند ؟ انتظار می رود که بگویند ، برخی از تکالیف ، کار کسل کننده ، کار و تکلیف زیاد ، کار انفرادی ،مورد تمسخر و مورد سرزنش و تنبیه قرار گرفتن از سوی معلمان ،به هنگام اظهار نظر آنان درصدد دفاع بر نیایید . یادداشتی از آنها تهیّه کرده و به آنها بگویید که با کمک همگی کاری خواهیم کرد که در کلاس شما چنین اتّفاقی روی ندهد.
3- از دانش آموزان بپرسید، دوست دارید معلمان شما چگونه باشد؟یا بپرسید معلمان خوب چه کارهایی انجام می دهند، معمولاً آنها خواهند گفت ما معلمانی را دوست خواهیم داشت که مهربان باشند،به دانش آموزان خود کمک کنند، به دانش آموزان خودتوجه داشته باشند، با آنهاصحبت و گفتگو کنند وبه هنگام اشتباه دانش آموز در وی احساس بدی بو جود نیاورد. از دانش آموزان بپرسید چه کارهایی را دوست نداریدکه معلمان انجام ندهند؟
می گویند :تنبیه، سرزنش مداوم، طعنه وکنایه، بداخلاقی، غیرمنصافه به دانش آموزان.
هر آنچه می گویند یادداشت کنید و بگویید که همواره سعی خواهید کرد رفتاری توام با احترام نسبت به آنها داشته باشید. از روحیه ی بذله گویی در کلاس استفاده می کنید،تا آنجایی که ممکن است به آنها کمک خواهید نمود و تحت هیچ شرایطی آنان رامورد تمسخر قرار نداده و ظالمانه با آنها بر خورد نخواهند کرد.
4_ از دانش آموزان بپرسید ترجیح می دهند چگونه در کلاس کار کنند ، یا از آنها بپرسید کدامیک از کارهای کلاسی برایشان جالب تر است
5_ از دانش آموزان بپرسید ، کدامیک از رفتار همکلاسان خود را می پسندند؟
_ دوستانتان با شما چگونه رفتار می کنند ؟ آیا رفتارشان صدمه زننده است ؟ شما را می ترساندند ؟ به طور ظالمانه با شما رفتار کرده و باعث ناراحتیتان می گردند ؟ یا با شما مهربانند ؟ حمایتتان می کنند ، و به شما دلبستگی دارند ؟
_ شماچگونه بادوستانتان رفتار می کنید؟به همان طریقی که آنان باشما رفتار می کنند؟
چه رفتار ها یی از سوی دانش آموزان دیگر موجب ترس یا بو جود آمدن احساس نا خوشایند ی در شما می شود ؟ برای مثال در صورتی که لقب بدی به شما می دهند ؟
تحقیرتان کنند ؟ از شما عیب جویی و انتقاد کنند ؟ شما را به ستوه آورند ؟ ویا چیزهایی را به زور از شما بگیرند؟
همه ی آنچه در پاسخ گفتند یادداشت کنید وسپس از آنان بپرسید : آیا مایلید همگی در این باره توافق نامه ای بنویسیم ؟ که طبق این توافق نامه ، بایکدیگر رفتار کنیم ؟ یعنی از اعمالی که دیکران دوست ندارند بپرهیزیم و کار هایی که خوشایند آنان است انجام دهیم ؟
آنگاه از نظرات و پیشنهادات آنان تشکر و قدر دانی کنید و خاطر نشان کنید که باز هم در باره ی این مطالب با یکدیگر بحث خواهیم کرد . ممکن است توافق در مورد اصول توافق نامه چندین روز به طول بینجامد . اما در انتها شما باید اصولی را که تصویب می کنید حول چهار محور اصلی زیر باشد:
1_ مدرسه و کلاس ( دانش آموزان دوست دارند که کلاس ومدرسه چگونه باشد؟)
2_ معلمان (دانش آموزان دوست دارند که معلمانشان چگونه رفتار و تدریس نمایند؟)
3_ فعالیّت های کلاس ( کدام یک از فعالیتهای کلاسی را دوست دارند؟)
4_ رفتارها در کلاس ( معلم و دانش آموزان در کلاس چگونه رفتارهایی می باید داشته باشند؟ )
برابر هر یک از عناوین گفته شده کاغذ یا طلقی جدا گانه تهیه نمایید . می توانید روی هر برگه بطور جداگانه کارها و رفتارها و فعالیت های پسندیده و در پشت هر برگه عکس آن یعنی کارها و رفتار ها و فعالیتها ی نا خوشایند را یادداشت کنید . مضافا بر اینکه جای خالی برای افزودن تبصره و اصولی دیگر را در نظر بگیرید . در اینجا شما توافق نامه ای در مورد فعالیتهای کلاسی را مشاهده می کنید .
احساسات دانش آموزان در مورد فعالیت های کلاسی آنچه که دانش آموزان می پسندند آنچه که دانش آموزان نمی پسندند انجام امور جالب و مورد علاقه کار کسل کننده ، از بدترین ها است کار با یکدیگر کار زیاد ، بدون هدف و نتیجه است صحبت در حین کار و انجام برخی تکالیف کار مداوم انفرادی انجام کارهای عملی قابل نمایش عدم اجازه برای صحبت کردن وخندیدن برخورداری از اوقات استراحت خط بطلان کشیدن برروی کل تکالیفمان |
روز بعد قرار داد را بر روی دیوار نصب می کنند و یا توسط اُورهد آن را نمایش دهید . دانش آموزان بخواهید موارد نوشته شده را مرور کرده و هر مطلبی برای اصلاح به نظرشان می رسد بحث کنند . دانش آموزان اگر چیزی از قلم افتاده اضلفه نمایند . آنگاه اصلاحات را به برگه های قبلی توافق نامه اضافه کنید مثالهایی در باره ی اصول مورد توافق از این قرارند :
الف ) کلیه ی فعالیّتهای کلاس تا حدّممکن باید جالب و مورد علاقه ی دانش آموزان باشد .
ب) فقط کارهای مهم باید به صورت تکلیف درآیند. مشق و تکلیف بیش از اندازه ممنوع!
ج ) دانش آموزان آزادند به اطراف حرکت کرده و صحبت نمایند مگر برای تکلیفی که احتیاج به سکوت و آرامش دارند .
د ) تمامی فعالیّتهای کلاس باید دارای هدف باشند ، اطّلاعات ، تولید مهارت های یادگیری را برداشته باشند.
پس از این که در مورد تمامی اصول و تبصره های توافقنامه به نتیجه رسیدید ، آن را در تابلو اعلانات کلاس نصب نمایید . این توافقنامه می تواند نهایتاً باعث ارتقاء کلاس و اهداف آموزش شود. و هر زمان لازم باشد که تغییراتی در آن به عمل آید باید ، مورد تجدید نظر واقع شود و به توافق و اطلاع همگان به کلاس برسد .
گفت وگوی خصوصی
برخی از دانش آموزان از صحبت در میان جمع اکراه دارند . گاهی اوقات نیز ممکن است صحبت های دانش آموزان مورد علاقه و حمایت سایرین نبوده ویا از جذّابیت لازم برخوردار نباشد . معلم باید زمانی را برای گفت وگوی خصوصی با دانش آموزان خود فراهم آورد . همچنین خجالت و کم رویی و برخی از ترسها مانع صحبت دانش آموزان در میان جمع می گردد، معلم ضمن گفت وگوی اختصاصی با چنین دانش آموزانی سعی در برطرف نمودن کم رویی و تر س آنان نیز خواهد نمود.
گاه به گاه برخی از دانش آموزان در منزل دچار شرایط و موقعیّت های سختی می شوند و نیاز به فردی درد آشنا و غمخوار دارند تا به درد دل آنان گوش فرا دهد . معلمان نباید مستقیماً در مورد مطالب خصوصی دانش آموزان از آنها سوال کنند، چرا که بعضی از خانواده هایی آنان زود رنج در مورد این مسایل حسّاسند. برای مثال نباید از دانش آموزان خود بپرسید که آیا در منزل نماز می خوانند یا خیر ؟ بسیاری از والدین سوال در مورد مسائل خصوصی شان را نوعی اهانت به خود قلمداد می کنند. صحنت کردن با اکثر دانش آموزان در مقطع ابتدایی بسیار آسان است ، لیکن برای معلمان راهنمایی و دبیرستان بسیار مشکل است به جهت این که با تعداد زیادی از دانش آموزان روبه رو هستند. بنابراین شاید در فرصت هایی مثل زمان صرف نهاریا در حالی که سایرین مشغول تکالیفشان می باشند و یا بعد از مدرسه بتوانید با آنها صحبت کنید . می توانید آنها را ترغیب کنید تا مطالب خصوصی خود را به صورت نانمه برای شما بفرستند . نهایتاً شما صحبت و یا نامه های خصوصی دانش آموزانتان را بسیار مفید خواهید یافت زیرا نه تنها از آنها ایده می گیرید بلکه از فواید نقش مهم برقراری ارتباط در ایجاد اعتماد نیز سود خواهید برد .
خلاصه ی آنچه تا به حال خوانده اید :
همان طور که ملاحظه کردید وجود یک توافقنامه ی کلاسی در ایجاد جو ارتباط صمیمانه و نگرش های مثبت کمک فراوانی می کند . پس از این مرحله ما به عنصر دیگری از سینرژی ( هم نیرو افزایی ) به نام «« در رقابت توأم با همکاری »» ( ) خواهیم پرداخت . ارزش های رقابت توأم با همکاری و نیز برتری آن نسبت به رقابت ویا همکار ی را بررسی نموده ، سپس طریق دستیابی به این امر را آموزش خواهیم داد .
درباره ی این مطالب فکر کنید :
1- معلمان معمولاًاز این که اختیار تصمیم گیری در باره ی فعالیّت های کلاس و رفتار در کلاس را به دانش آموزان خود واگذار نمایند ترس دارند ، و می گویند این امر سبب تخریب استانداردها خواهد شد ؟ آیا شما هم این طور فکر می کنید ؟ پاسخ شما مثبت است تاچه اندازه واگذاری تصمیم گیری در کلاس به استانداردها لطمه می زند؟در صورتی که به دانش آموزان حقّ تصمیم گیری داده شود چه چیزی سبب حفظ استاندارد خواهند شد؟
2- با مثال هایی که در این فصل آمد ، چنین به نظر می رسد که قوانین گفته شده قابلیّت کاربرد برای تمامی کلاس ها و همه ی دانش آموزان را دارد . آیا شما هم این طور فکر می کنید ؟ چه موارد استثنایی را شاهد بوده اید ؟
3- در مثال هایی که گفته شد چنین به نظر می رسد که معلمان هر آنچه را به دانش آموزان خود ارائه دهند ، همان ها را دریافت می کنند. برای مثال وقتی معلم به دانش آموزان احترام بگذارد دانش آموزان نیز متقابلاً به او احترام خواهند گذاشت . آیا به صحت این موضوع اعتقاد دارید ؟ یا آن را رؤیا می دانید ؟ اگر صحت دارد حد ، حددود این رفتار چگونه باید باشد ؟ اگر دانش آموزی به معلم خود احترام نگذاشت معلم چه باید بکند ؟ آیا نباید به سادگی این احترام را با نمایش قدرت خود در کلاس از آنها بخواهد ؟
رقابت توأم با همکاری :
بهترین عناصر همکاری ورقابت را در هم بیامیزید.
رقابت توأم با همکاری :
یک کلمه ی ابداعی من تلاش بسیاری کردم که کلمه ای بیابم تاگویای معنی رقابت و همکاری باشد، امّا موفق نشدم.به هرحال تصمیم گرفتم ازکلمه ی رقابت توأم با همکاری استفاده نمایم . بحث های قابل ملاحظه ای درباره ی یادگیری از طریق همکاری ، در مقابل یادگیری ازطریق رقابت درتعلیم و تربیت وجود دارد. در تمام این بحث ها ازفواید هر یک صحبت شده است وهرکدام از آنها دارای نکات ضعف وقوتی هستند. در شروع قرن بیست و یکم مسئله ی همکاری بشر مد نطر متخصصین تعلیم و تربیت قرار گرفت و گفته می شد در مقابل رقابت ، همکاری دست آوردهای بیشتری به بار می آورد ، البته لزوماً نه برای دانش آموزان بسیار ممتاز . اغلب دانش آموزان از همکاری لذّت بیشتری می برند و در حین همکاری نگرش بهتری نسبت به مدرسه داشته در نتیجه مشکلات کمتری را برای مدارس ایجاد می کنند . همچنین حس همکاری باعث تفکر مولّد شده وتعامل بین اعضاء کلاس را افزایش می دهد . با وجود همه این امتیازات ، همکار ی اجازه رسیدن به برخی از اهداف آموزشی را محدود می کند. رقابت نیز نکات ضعف و قوت خود را داراست . در دنیای غرب، رقابت برای تولیدکننده های خبره در تکنولوژی پیشرفته امتیاز بزرگی محسوب می شود ، "هر که زود تر برسد سهم بهتری دریافت می کند ." به اعتقاد تولیدکنندگان تکنولوژی،باید انرژی انسان ها را آزاد ساخت و بهترین راه برای رها سازی انرژی کار ، ایجاد رقابت است .
ما انسان ها سعی می کنیم بهترین نمره را بگیریم، پول بیشتری به دست آوریم ، بهترین جوائز را دریافت کنیم وبه بالاترین پله ی نردبان ترقی برسیم .
در زمان های گذشته فعالیّت های کم یا زیاد تأثیر چندانی بر زندگی افراد نداشت ، و اغلب کارها می توانست به صورت انفرادی به انجام برسد.کسانی چون لئوناردو داوینچی ، گالیلو گالیله ، فرانسیس بیکن ، باخ ، موزارت ، ون گوگ ، توماس ادیسون ، برادران رایت ، هنری فورت و الکساندر گراهام بل و جان اشتاین بک با وجودی که طرز شگفت آوری از رقبای خود پیشی گرفتند و مولد نیز بودند . بسیاری از نویسندگان ، شعراء ، و هنرمندان در حال حاضر نیز به صورت انفرادی کار می کنند . امّا در پیرامون ما چه تعداد از این گونه افراد وجود دارد ؟ آمارها نشان می دهند که هر یک نفر از صد هزار نفر ( همچون افراد ذکر شده ) دارای نبوغ اند . بقیّه ی افراد چه طور ؟ آیا برای آنها هم انگیزه ای رقابت ، کافی خواهد بود ، تعجِب خواهید کرد اگر بگوییم اغلب ما از طریق رقابت پیروزی زیادی به دست نمی آوریم . بسیاری از افراد از رقابت لطمه می بینند . امروزه به اختراع ، اکتشاف کار کلان گروهی امتیاز داده می شود و نه به فرد . افراد به وسیله ی تلاش هایی گروهی در صنعت و دانشگاهها موفق شده و مفید واقع می گردند. از برخورد ایده ها و افکار و تعامل آنها با یکدیگر بسیاری از موفّقیّت ها به دست آمده است . محلّ ارائه نظریات برجسته در سیمینارها و کنگره ها می باشد که آن را به صورت کار گروهی عرضه می دارند . امروزه اغلب کارها به صورت گروهی انجام می گیرد . کمپانی ها در صدد استخدام کسانی هستند که بتوانند به صورت گروهی کار کرده و یک پروژه ی گروهی را به انجام برسانند .
توفیق و نتیجه ی حاصل از طریق همکاری می تواند تلاشی در راه رسیدن به آموزش سینرژیک ( هم توان افزایی ) و انضباط باشد . در طی صفحات بعدی در می یابیم که نه رقابت ونه همکاری هر یک به تنهایی اهداف آموزشی را محقق نمی سازند،بلکه ترکیبی از هر دو ما را موفق خواهد کرد .
در تعلیم وتربیت مانمی توانیم انرژی خودراتنهاصرف افراد نابغه کنیم ،بلکه می بایست جمعیّت کثیری از دانش آموزان را در نظر بگیریم . همه ی دانش آموزان اعم از قوی ، متوسط و ضعیف می بایست زیر چتر حمایت ، یادگیری قرار گیرند . برخی از این دانش آموزان از اصل رقابت بهره بهتری می گیرند ، امّا برخی دیگر از اصل همکاری سود می جویند، ولی عده ای کثیری از ترکیب این دو یعنی از اصل رقابت توأم با همکاری استفاده خواهند کرد از کلاس چهارم ابتدایی به بعد ، رقابت توأم با همکاری وسیله ی بسیار مهمی برای تولید انرژی در کلاس و به ثمر رساندن تلاش دانش آموزان محسوب می گردد. امّا متأسفانه برای سالهای اول ابتدایی این روش مثمر به ثمر نمی باشد و ما بعداً دلایل آن را توضیح خواهیم داد. نکات مثبت و منفی همکاری
ارزش همکاری در تمامی مراحل تعلیم و تربیت غیر قابل انکار است . فواید آن برای معلمان و دانش آموزان به شرح زیر می باشند :
- لذّت بخش بودن همکاری
- کثرت و تنوع ایده ها و آراء
- توزیع شدّت بار و سنگینی کار
- کیفیّت بهتر نتایج کار ( محصولات مشترک)
- یادگیری در کار کردن با دیگران که شامل ؛ گوش فرا دادن به آراء دیگران ، مقاعد کردن دیگران ، سازش با دیگران ، پذیرش عقاید ی که مورد رضایت حدّ اکثر همکاران است ، می باشد.
- ایجاد سینرژی ( هم توان افزایی ) که مهم ترین فایده به شمار می برد .
باید توجّه داشته باشیم که نتایج همکاری همیشه دست آوردهای مطلوبی نیست . و گاهی اوقات نتایج متضادی به بار می آورد.برای مثال هنگامی که یک یا چند نفر ناموافق در گروه مشکلاتی ایجاد می کنند یا تقسیم کار به نوعی نیست که همگان خود را عضوی از گروه بدانند . همچنین ممکن است یکی از اعضای عضو گروه کارش را خوب انجام ندهد و یا متابعت مناسب از رهنمودهای گروه نداشته باشد . عدم سازش فرد با گروه ، هم فکر نبودن با اعضای گروه و یا جنجالی بودن برخی افراد گروه می تواند مشکلاتی بر سر راه همکاری قرار دهد . بنابراین برخی اوقات همکاری راه مناسبی برای ایجاد سینرژی ( هم توان افزایی ) به شمار نمی آید
نکات مثبت و منفی رقابت
همان طوری که همکاری دارای نکات مثبت و منفی است ، رقابت هم دارای نکات قوت و نکات ضعف می باشد . عقیده بر این است که پیشرفت های تکنو لو ژیکی اخیر حاصل رقابت است و رقابت همچون موتور محرکه ای است که دنیا را به پیش می برد . گفته می شودکه اختراع هواپیما و نیز کشف نیروی الکتریسته کار کسانی است که توفیق خود را با استفاده از اصل رقابت بدست آورده اند . مسلما رقابت دارای نکات مثبتی به شرح زیر است :
_ انگیزش بالا
_خود اتکایی
_ اندیشه ی مستقل
_تعهد و مسولیت
_کار آیی بالا
_امکان سینرژی( هم توان افزایی)
از طرف دیگر رقابت نکات منفی هم در بر دارد .
رقابت برای افرادی که از شانس پیروزی بالایی برخوردارند بسیار برانگیزاننده است . اما برای کسانی که از شانس پیروزی کمی برخوردارند بسیار دلسرد کننده بوده ، وموجب از بین رفتن اعتماد به نفس در گروه اخیر می گردد . وقتی امید به پیروزی کم شود در صورتی که فرد خود را از گروه جدا نکرده باشد ، اجباراُ به اقداماتی همچون ، تقلب ، پنهانکاری ، دوروغگویی و مقسردانستن دیگران ، دست می زند ، که نه تنها مفیدنیست بلکه پی آمدهای بسیا ر زیان باری دارد.بنا براین ، زمانی که امید واری و شانس پیروزی در فرد بالا نیست ،رقابت ثمرات خوبی نخواهد داشت .
رقابت توام با همکاری : مجمو عه ای از نکات مثبت رقابت و همکاری
همانطوری که ملاحظه کردید سینرژی ( هم توان افزایی ) می تواند در اثر رقابت و هم کاری ، ایجادگردد، ولی دیدیدکه هرکدام از فرایند ها یعنی رقابت و همکاری جنبه های غیر مثبتی نیز دارند .
در رقابت توام با همکاری سعی در این است که نکات مثبت رقابت و همکاری مورد استفاده قرار گرفته و نکات منفی هر یک حذف گردد . در شکل 1 – 7 خلاصه ای از طرح رقابت توام با همکارینشان داده شده است . در رقابت توام با همکاری از رقابت گروه استفاده می شود و نه از رقابت فردی. این طرح در بسیاری از برنامه های آموزشی قابل استفاده بوده و موجب ایجاد انگیزش و لذّت برای دانش آموزان می گردد .
1_ نکات مثبت همکاری ورقابت را در هم بیامیزید. لذت انگیزش تنوع اراء و عقاید خود اتکایی تقسیم بارکار بین افراد اندیشه ی مستقل تولید کار با کیفیت مطلوب تعهد و مسئولیت پذیری یاد گیری نحوه ی کار در گروه افزایش کارآیی سینرژی (هم توان افزایی) سینرژی ( هم توان افزایی ) 2- نکات منفی همکاری و رقابت توأم با همکاری را حذف کنید. عدم رضایت در فرایند انجام کار عدم رضایت فرایند انجام کار تقسیم غیر عادلانه ی حجم کار تضعیف روحیه عدم مسولیت پذیری فردی تمایل به دروغگویی 3- رقابت توأم با همکاری را برای اکثر دانش آموزان فراهم کنید. لذّت و انگیزش بالا کمیّت و تنوع آراءو عقابذ مسئولیت فردی در راستای اهداف گروهی کارآیی در نتایج کار کیفیت نهایی بهتر برقراری ایجاد سینرژی ( هم توان افزایی ) |
شکل 1-7 : نتایج حاصل از ترکیب رقابت با همکاری مساوی است با رقابت توأم با همکاری
- اولویّت های دانش آموزان در یادگیری : اغلب دانش آموزان زمانی از مدرسه لذّت می برند که به یادگیدی با شیوه های خود تشویق شوند . آنها دوست ندارند که معلم مرتباً به آنها بگوید که چه بکنید ، دوست ندارند برای مدّت طولانی ساکت نشسته وتنها شنونده باشند ، دوست ندارند خودشان به تنهایی کار کنند. دوست ندارند که فقط حقایق مربوط به دانش را حفظ کنند ، تکالیف طولانی و تکراری انجام دهند ، همچنین دوست ندارند در موقعیّتی رقابت کنند که فقط همیشه دو یا سه نفر معینی برنده ی این رقابت باشند . آنها دوستدار صحبت با یکدیگرکارگروهی ،حرکت به اطراف ، انجام کارهای خلّاق و ثمربخش با دستهای خودشان ، و کار بر روی پروژه ها می باشند. آنها تنوع را دوست دارند . از رقابت های تیمی و گروهی لذّت می برند و همواره می خواهند رکوردهای قبلی را بهبود بخشند. از کامپیوتر و رسانه های مثل تلویزیون خوششان می آید . از یادگیر ی زبانی که موزون، ریتمیک و آهنگین است لذّت می برند. از گفتن وشنیدن داستان ها لذّت می برند. از ایفای نقش و تقلید کردن خوششان می آید. از رقص، کف زدن، موسیقی و فعالیّت های موزون استقبال می کنند .
3 – به دانش آموزان در انتخاب عناوین درسی و فعّالیّت هایی که به آن علاقمندند کمک کنید .
به محض آنکه دانش آموزی راه یا شیوه ی یادگیری خود را انتخاب کند ، می تواندعناوین مورد علاقه خود را برگزیند . معلمان از اینکه کل طرح درس ، با واگذاری حق انتخاب به دانش آموزان در هم می ریزدو کارشان را دچار مشکل می کند ، کمتر به آنها حق انتخاب می دهند. در حالیکه چنین نیست ، دانش آموزان در عین انتخاب می توانند عناوین معین درسی را دنبال کنند. برای مثال اگر دانش آموزی از خواندن مطلبی درباره ی گیاهان و چگونگی رشد آنها اکراه دارد ، شما می توانید به او حق انتخاب بدهید بطوریکه این دانش آموزان با کاشت یک دانه از گیاهان بتواند گزارشی درباره ی رشد گیاه بنویسد . مثال دیگراینکه اگر دانش آموزی خواندن مطالب درباره ی قسمت های مختلف اسکلت بدن انسان را دوست ندارد ، می توانید اورا تشویق نموده تا با یک نرم افزار کامپیوتر این قسمت ها را برای کلاس نمایش دهد .
یکی از روش های تمرین انتخاب برای دانش آموزان در تهیه ی لیستی از عناوین یک درس است و سپس می توانید به دانش آموزان بگویید که بر حسب میل خود مختارند می توانند قسمتی را برگزیده روی آن کار کنند. و دریافت های خود را برای کلاس بگویند . در ضمن می توانید در کلاس مطرح کنید که برخی از قسمت ها انتخابی نخواهند بود ، امّا برخی قسمت های دیگر را می توانند به دلخواه خود برگزینند .
سالیان متمادی است که گلاسر درباره ی مفهوم «« آموزش کیفی »» صحبت کرده و آن را معرفی می نماید. او می گوید امروز معلمان تکه پاره هایی از اطلاعات را به دانش آموزان می آموزند فقط به همان اندازه که برای جواب کوتاه تستهای آنان مفیدواقع شود بیشتر این اطلاعات در زندگی دانش آموزان کاربرد چندانی ندارد. گلاسر معتقد است که معلم می بایست هر آنچه را ارائه نماید که برای دانش آموزان مفید و جالب باشد ، مطالب نا مفید و غیر جالب باید به دور افکنده شوند . او می گوید : معیار کیفیت مواد آموزشی ارزشمند و مفید بودن آنها برای دانش آموزان است . همچنین او اعتقاد دارد که اگر به دانش آموزان اختیار داده شود که نوع یادگیری خود را انتخاب کنند ، اکثر دانش آموزان مهارت آموزی را بر می گزینند زیرا به آنها در مسیر زندگی کمک می کند . دانش و اطلاعات برای آموزش مفید است که یکی از شرایط زیر را دارا باشد( گلاسر 1993):
1- اطلاعات مربوط به یکی از مهارت های مهم باشد .
2- اطلاعات برای یادگیری ، مورد درخواست دانش آموزان باشد .
3- اطلاعات از دیدگاه معلم به طور کلی ، برای دانش آموزان مفید واقع شود.
4- اطلاعات برای آمادگی امتحان ورودی به کالج یا دانشگاه مورد نیاز باشد.
به اعتقاد من ،هم بعد کسب دانش ( نظری ) و هم بعد مهارت آموزی ( عملی ) هر دو برای داننش آموزان ضروری است . تعایم و تربیت مستلزم آموزش دانش است ، زیرا دانش مارا در ارتباط با جهان ، گذشته ، آینده و جامعه مان قرار می دهد . مسلماً آموختن اطلاعات از نوع دانش ( دروس نظری ) به لذّت تجربه هنر ، موسیقی و ورزش نخواهد بود و دانش آموزان ممکن است با اشتیاق آنها را فرانگیرندو این وظیفه ی معلم است که دروس نظری را جذّاب تر و کاراتر نماید . احتمال کمی دارد که دانش آموزان درباره ی مطلبی همچون،جهان ، کهکشان ، ذرّات اتمی و انرژی از ما معلمان سوال کنند .به اعتقاد من دانش آموزان باید به سوی مطالب هدایت شوند. این هدایت می تواند به طرق مختلف صورت گیرد برای مثال برخی دانش آموزان با جذّابیت مطلب برخی با مثال ها بعضی دیگر با مطرح کردن سوالات مشوق و عدّه ای دیگر با مطرح نمودن مطالبی از پیرامون که بدان علاقمندند به سوی دانش هدایت می شوند . ما معلمان کافی است ابتدای راه را نشان دهیم . باقی را خود آنها طی می کنند .
4 – به عناوین درسی که به طور طبیعی جذّاب نیستندچاشنی اضافه کنیدو ازکارآمدی و مفید بودن مطالب به دانش آموزان بگویید. حتی برخی مهارت آموزی ها نیز برای دانش آموزان از جذّابیّت برخوردار نمی باشد . هجی کردن کلمات جدول ضرب سینوس ، تانژانت و کسینوس می توانند غیر جذّاب باشند. چگونه به عناوین درسی که دانش آموزان بدان علاقه ای ندارند جذّابیّت ببخشیم ؟
انجام دو عمل مفید است ، اول اینکه کمی چاشنی به دروس غیر جذّاب اضافه کنیم ، دوم این که از مفید بودن مطالب مورد یادگیری برای دانش آموزان بگوییم . همانطوریکه برای بهتر شدن مواد خوراکی بی مزه از سس و چاشنی استفاده می کنیم ، می توان با افزودن مطالب جالب و دوست داشتنی به مطالب درسی ، آنها را جذّاب تر نمود.در این جا برخی از عوامل که مورد علاقه ی دانش آموزان ذکر شده است ، با کمی خلّاقیت می توان از برخی عوامل در جذّاب نمودن عناوین کسل کننده و غیر جذّاب استفاده نمود . این عوامل عبارتند از :
- حرکت
- تازگی
- اسرار آمیز بودن
- ماجرا جویی
- نمایش
- داستان گویی
- چالش
- اجرای نقش
- موزیک و ریتم
- اردوهای تفریحی
- سخنرانان مدعو
معلمان مقطع ابتدایی از ، کف زدن ، لی لی کردن و سرود خواندن برای آموزش اعداد در کلاس های اول استفاده می کنند. هم چنین از طریق قصّه گویی بسیاری لز لغات جدید و نیز تلفظ ها را به دانش آموزان خود یاد می دهند. آموزگاران سالهای بالاتر برای مثال به دانش آموزان می گویند : «« شرط می بندم تو نمی توانی این تکلیف را در عرض ده دقبقه انجام دهی ، یا این مسئله را حل کنی »». برخی از معلمان توسط اجرای نقش و با استفاده از نمایش ، یادگیری را به انجام می رسانند . عدّه ای نیز دانش آموزان را به گردش های علمی متناسب با دروس می برند و طی آن بسیاری از مطالب درسی را به آنها می آموزند .
دومین طریق برای جذّاب نمودن عناوین درسی کسل کننده ، فروش آنها به شرط مفید بودنشان است . جک کولیس در کتاب مشهوری با عناوین «« هنگامی که مشتری می برد فروشنده بازنده نیست»»( 1998)، چگونگی برخورد شرکت های تجاری را با مشتریانشان شرح می دهد.او می گویدمردم به دودلیل جنسی راخریداری می کنند.یا به دلیل برآوردن یک نیاز و یا برای د اشتن احساس بهتر.شاید شما دوست نداشته باشیدکه خود را به عنوان فروشنده ای فرض کنیدکه درحال فروش مطالب درسی به دانش آموزان (مشتریان) می باشد . اما همانطور که کولیس می گوید : اگر دانش آموزان شما احساس کنند هر آنچه به آنها آموخته می شود سودمندو با ارزش است ، مسلماً شما بازنده نخواهید بود.کولیس همچنان می افزایند که زمانی می توانید جنس را به مشتری بفروشید، که ازرش جنس را به وی بشناسانید . هنگامی که ما با دانش آموزان سر و کار داریم ، اگر درباره ی منافع و موارد استفاده ی مواد درسی صحبت کنیم ، از خواست ما پیروی نموده ، حتّی کسل کننده ترین عناوین درس را دنبال خواهند کرد.
5- در زمان های مناسب ، شیوه های تسهیل کننده آموزش را به کار ببرید. در اکثر مواقع معلمانی از شیوه های آموزش مستقیم استفاده می کنند . در صورتی که دانش آموزان کلاس شما با انگیزه ی بسیار و مشتاق یادگیری باشند، استفاده از شیوه های مستقیم آموزش بهترین روش است. در این صورت شما می دانید که نیازهای دانش آموزانتان چیست و در جهت علایق آنها کلاس را به پیش می برید . مطالب درسی را ارائه کرده ، کمک های لازم را عرضه می دارید و اشتباهات را تصحیح می کنید . اما همان طور که اغلب ما می دانیم ، بیشتر دانش آموزان امروزی ، تلاش زیادی جهت یادگیری مطالبی که به آن ها می آموزیم از خود نشان نمی دهند . بیشتر معلمان با چنین دانش آموزانی پیش از شروع دچار ناامیدی می شوند. معلمانی که از روش آموزش مستقیم استفاده می نمایند نکات زیر را به اجرا می گذارند:
* معیارهای درسی را مشخص نموده و تکلیف یادگیری را سازمان دهی می کنند.
* مطالب درسی را ارائه داده سپس آن ها را توضیح می دهند و پس از آن تکالیف را معین می کنند.
* به ندرت درباره ی مطالب درسی و خواسته های مرجح آنان سوال می کنند.
* به دانش آموزان نمره می دهند و اشتباهات آنان را تصحیح می کنند.
* کوشش می کنند تا دانش آموزان را به پیروی و متابعت وادارند.
اگر شما به عنوان معلم اقدامات بالارا انجام داده ، امّا متوجّه شوید که دانش آموزان مقاومت کرده و سوء رفتار نشان می دهند ، در آن زمان است که از شیوه های تسهیل کننده استفاده خواهید کرد. این شیوه به دلیل در نظر گرفتن نیاز و خواست های دانش آموزان نتایج بهتری به بار می آورد. معلمانی که از شیوه ی تسهیل کننده استفاده می کنند اقدامات زیر را در کلاس انجام می دهند ( البته در کلاس های ابتدایی چندان مؤثر نخواهد بود ) :
* برنامه ی درسی را درکلاس به بحث می گذارندتاعناوین مورد علاقه ی دانش آموزان روشن شود .
* دانش آمزان را برای انتخاب عناوینی از دروس که مایل به مطالعه ی عمیق در آن هستند ، کمک می کنند.
* در مورد چگونگی انجام تکالیف و کارها با دانش آموزان صحبت می کنند و امکانات مختلفی را در نظر می گیرند .
* منابع مورد نیاز ، آنچه که دانش آموز باید به انجام رساند و زمان مورد نیاز برای انجام آن را معین می کنند.
مرور مطالب
دانش آموزان دائماً از کسل کننده گی مطالب درس و مدرسه صحبت می کنند . زمانی که ما آن ها را وادا ربه کارهای تکراری و کسل کننده می کنیم ، آنها در مقابل مقاومت کرده و از خود سوء رفتار نشان خواهند داد . چنین شرایطی را می توانند توسط همخوان سازی فعالیّت های یادگیری با نیازها ، طبیعت ، توانمندیها و خواست های دانش آموزان ، تصحیح نموده . چنانچه مشاهده کرده اید هر یک از دانش آموزان نیازهای معینی دارند سعی دارند تا این نیازها را در محیط مدرسه ارضاء نمایند . شما به عنوان معلم باید از برآورده شـدن نیـازهای دانش آموزانـتان مطمئن شوید . یک بـار دیگر این نـیازها را برمی شماریم:
1- امنیّت : احساس امنیّت جسمی و روانی .
2- امیـد : حفظ این باور که در آینده فرصت ها و چالش هایی وجود خواهد داشت .
3- شأن و احترام : حفظ حس مثبت بودن و شایستگی .
4- پذیرش: در نظر گرفته شدن ، تشویق و عضویّت در گروه .
5- قدرت : کنترل داشتن بر برخی از .رویدادهای مهمّ زندگی .
6- لذّت : مشغول بودن به فعالیّت های لذّت بخش و ترغیب کننده .
7- شایستگی : دانستن ، فهمیدن و از عهده امور برآمدن .
دانش آموزان در روش های انجام تکالیف ، با یکدیگر متفاوتند . تا آنجا که می توانید به آنها در انتخاب روش یادگیری آزادی عمل بدهید . دانش آموزان دوست دارند تکالیف خود را هم زمان با فعالیّت های زیر انجام دهند:
* با دیگران صحبت کنند .
* تحرّک داشته باشند.
* کار ثمر بخش و خلّاق انجام دهند.
* دست های خود را به کار گیرند .
* در پروژه های گروهی شرکت داشته باشند.
* در کارهای همراه با تعاون شرکت کنند.
* رقابت گروهی ( تیمی ) داشته باشند .
* تلاش در جهت تفوق در امور .
* از کامپیوتر و رسانه استفاده کنند.
* از زبانی که دارای تقارن ،توازن و هماهنگی است استفاده کنند.
* از داستان ها و قصّه بهره گیرند .
* ایفای نقش کنند یا نمایش دهند .
* فعّالیّت هایشان توأم با ریتم و تکرار ، موسیقی ، سرود ، کف زدن و رقص همراه باشد .
دانش آموزان دوست ندارند که :
* برای مدّت زمانی طولانی بنشینند.
* برای مدّت زمان طولانی سکوت کنند .
* به تنهایی کار کنند.
* مطالب را به صرف گرفتن نمره به خاطر بسپارند.
* تکالیف طولانی بنویسند .
* کارهای شلوغ و تکراری انجام دهند .
* تکالیف طولانی را بخوانند .
* در رقابت های فردی که در نهایت فقط چند نفر به مقام ممتاز می رسند شرکت کنند.
برخی از عناوین درسی برای دانش آموزان جذّاب است ، امّا نه همه ی عناوین . معلمان می بایست به دانش آموزان خود حقّ انتخاب در مورد روش مطالعه بدهند . در شروع برنامه ی درسی به دانش آموزان اجازه دهید تا عناوین درس مورد علاقه خود را انتخاب نمایند . همچنین از عناوین درسی جایگزین برای موضوعاتی که مورد علاقه یشان نمی باشد استفاده کنید. به آنان اجازه دهید محلّ نشستن در کلاس و همکار درسی خود را انتخاب نمایند ، و زمان تحویل تکلیف و نوع تکلیف را مشخّص کنند.
روش آموزش مستقیم برای دانش آموزان با انگیزه ی بالا بسیار مفید است ، اما زمانی که دانش آموزان انگیزه درسی کافی ندارند ، باید از روش تسهیل کننده استفاده شود . هنگامی که به این گونه دانش آموزان اجازه ی تصمیم گیری در مورد مطالب و شیوه های انتخابی خودشان را می دهید ، آنها با علاقه ی زیادتری همکاری نموده و خود را بهتر عرضه می کنند . در اکثر موارد استفاده از روش تسهیل کننده موجب رضایت خاطرتان خواهد شد و چنانچه این رضایت حاصل نشد می توانید موضوع را با دانش آموزانتان در میان بگذارید.
خلاصه ی آنچه که تا به حال خوانده اید :
ما به پنچ عنصر مهم در ایجاد هماهنگی کلاس اشاره کردیم ، معلم مسئول است که این پنج عنصر را در زمان لازم به اجرا بگذارد . پس از این چهار عنصر باقی مانده را مطالعه خواهیم کرد.همکاری بین شما و دانش آموزانتان برای قرار دادن عناصر چهار گانه در کنار هم ضروری است . عنصر بعدی مورد بحث قرار داد یا توافق نامه کلاسی است. توافق کلاسی عبارت است از تصمیماتی که شما و شاگردانتان در مورد چگونگی رفتار و کار در کلاس متفقاً اتخاذ می کنید.
در باره ی این مطالب فکر کنید.
1- از نظر شما برآوردن کدام یک از نیازهای شاگردان در کلاس آسان تر است ؟ کدام یک مشکل تر است ؟ چرا بسیاری از معلمان امکان برآوردن نیازهای دانش آموزان را فراهم نمی کنند؟
2- فکر می کنید به چه دلیل دانش آموزان امروزی مدرسه را جای با ارزشی نمی دانند؟ تا چه حد قادرید به دانش آموزان خود کمک کنید تا از مدرسه لذّت ببرند ؟ با چه درصدی از موفّقیّت دانش آموزانتان راضی خواهید بود ؟ 70%یا 85% یا بیشتر ؟
3- معلم هدایتگر ( روش آموزش مستقیم ) و معلم تسهیل کننده مخالف یکدیگر عمل می کنند . روش های معلم هدایتگر روشن ، دقیق و هدفمند می باشد . در مقابل آن روش معلم تسهیل کننده مبهم است . معلمان نمی دانند که دانش آموزان در مقابل ، چه عکس العملی خواهند داشت ، درس چگونه به پیش خواهد رفت ؟ و نتایج چگونه خواهد بود ؟ با وجود همه ی این ها آیا فکر می کنید معلمان تمایل به استفاده از روش های تسهیل کننده خواهند داشت ؟ بله یا خیر . چرا؟
4- به ایّام گذشته ی خود در مدرسه فکر کنید . خسته کننده ترین درس شما چه درسی بود ؟ موضوع درسی که بیشتر از همه رنج بردید کدام بود ؟ اگر قرار باشد همان مطلب درس را شما برای دانش آموزانتان تدریس کنید ، الف ) برای ایجاد جذّابیّت در درس چه می کنید ؟ ب ) برای ترغیب در جهت این که این مطلب درسی ارزش تلاش و زمان صرف شده را خواهد داشت ، به آنا ن چه می گویید ؟
5- برای درجه بندی سطح ترجیحات خود ببینید آیا می توانید الف ) آنچه را که دانش آموزان دوست دارند مشخّص کنید ، ب ) نیازهایشان بشناسید ج ) اولویّت هایشان را تشخیص دهید ، سپس روش آموزش خود را با در نظر گرفتن حداکثر توجّه به طبیعت ، نیازها ، و روش های مرجّح دانش آموزانتان خلاصه کنید .
قرداد کلاسی ، برای یادگیری بیشتر ، سرگرمی و سازش دانش آموزان با یکدیگر
یک معلم کلاس ششم در مورد چگونگی توافق در کلاس چنین گزارش می کند : در اولین روز مدرسه ، به هنگام دیدار با دانش آموزان ، خود را به آنان معرّفی نموده و از دیدنشان ابراز خوشحالی کردم . با گرمی با آنان گفتم که برای کار با آنها و آموزش و به آنها آماده ام و نیز اضافه کردم که مطمئنم سال خوب و پر بار و مملو از یادگیری های جدید خواهیم داشت و سپس مطالب درباره ی مقررات مدرسه گفتم . مکانهای متفاوتی از قبیل : ریختن ، دست شویی ، زمین بازی ، اتاق استراحت ، کتاب خانه و اتاق بهداشت را به دانش آموزان نشان دادم . دانش آموزان از اولین جلسه ی آشنایی با معلم و مدرسه بسیار خشنود بودند وضعیّت نیمکت ها در کلاس قابل تغییر بود ، طوری که دانش آموزان می توانستند به تناسب درس هم به صورت دایره وار وهم به صورت ردیف های پشت سر هم بنشینند . به منظور تمرین در بحث های گروهی از آنان خواستم که به صورت یک دایره گرد هم بنشینند و من نیز در این دایره قرار گرفتم . با آنها آموختم که از این پس برای بحث در مورد مطالب کلاسی به تصمیم گیری هایی لازم نیز ، به همین ترتیب عمل خواهیم کرد . سپس به آنها گفتم به نحو دایره نشستن برای مذاکرات کلاسی که در صحبت کردن همگی حقّ مشارکت دارند این نوع نشستن یک شرایط برابری برای همه ی افراد ایجاد می نماید ، در این شرایط هر نفر نظرات خود را ( بدون اشاره به نامشان ) درباره ی مواردی که در مدرسه از آن بیزارند ، بیان نمایند . نظرات شامل موارد زیر بود:
* بد زبانی ، اذّیت و آزار و دست انداختن دیگران
* انجام تکالیف زیاد در مدرسه
* این که چیز جالبی برای انجام دادن وجود تداشته باشند ( نه تفریح صحبت کردن – صحبت کردن خنده کردن ویا مسائل دیگر )
* تکالیف کسل کننده و زیاد و خواندن مطالب تکراری و زیاد
* معلمانی که انتظارات و توقّعات بیش از اندازه و غیر منطقی از دانش آموزان داشته و کج خلق اند .
* کوچک شمردن شدن از طرف معلمان و یا هم همشاگردی ها (تعنه زدن ،اسم گذاری)
* به سرعت گذشتن از صحبت های دانش آموزان توسط معلم یا نشنیده گرفتن حرف های آنان از طرف آموزگار
آن گاه من در قسمتی همه ی نظرات دانش آموزان را یادداشت کردم . سپس به آنها اطمینان دادم که به شرط همکاری با یکدیگر هیچ یک از موارد ذکر شده در کلاس درس ما اتّفاق نخواهد افتاد . آن گاه از آنها خواستم تا نظرات خود را درباره ی مواردی که مطلوب و خوشایندشان بوده است بگویند و آنها این موارد را چنین معرّفی کردند :
* مشارکت با همکلاسی ها در کار ، بازی ، ورزش و سایر فعّالیت های جذّاب
* پرداختن به فعّالیت های سرگرم کننده مثل ورزش ، هنر ویا نمایش
* ملاقات با معلمانی که رفتاری دوستانه و توأم با کمک رسانی با آنها داشته اند و نسبت به خطاهای احتمالی آنان سرزنش وتنبیه اعمال نکرده اند .
این نظرات نیز در یک برگه گردآوری شد آن گاه من به آنها قول دادم که با تشریک مساعی با یکدیگر می توانی شاهد موارد بهتری در کلاس درسمان باشیم . سپس به آنها گفتم من برخی رفتارهارا در کلاس درس نمی پسندم و امیدوارم با همکاری شما محقق شود .
لیست رفتارهای مورد انتظار من به عنوان معلم از این قرار است :
* رفتارهای با ملاحظه ، که این رفتارها شامل مؤدب بودن ، مهربانی و کمک رسانی به یکدیگر است .
* مسؤلیت پذیری در امر یادگیری ، توجّه به مطالب درسی ، مشارکت در یادگیری و انجام کامل تکالیف .
* ارائه ی کارهای با کیفیت ، برای مثال کارهایی که انجام آن سبب افتخار و غرور دانش آموز شود .
* نسبتاً آرام بودن و شلوغ نکردن .
برای هر یک از انتظارات خود در جهت توضیح بیشتر از منظورم یکی از نیازهای شخصی ، یک مورد منفی و یک مورد مثبت را برایشان مثال زدم . در این هنگام برای استراحت و تنفس کلاس را ترک کردیم . زمانی که به کلاس برگشتیم ، مروری بر نیازها و انتظارات مدرسه کرده و نیز آنچه در مدرسه مطلوب و یا نامطلوب است یادآوری نمودیم . از آنها سوال کردم آیا ما می توانیم برای اداره ی کلاسمان در طی سال به توافقنامه ای دست پیدا کنیم؟ قرار شد که این توافقنامه با انتظارات من و خواست های آنان مطابقت داشته باشد و رفتارهای توافق شده درآن گنجانیده شود .
موارد فهرست توافق به قرار زیر بود :
1- هر فرد در کلاس قابل احترام است خواه معلم باشد و خواه دانش آموز .
2- تمام فعالیت های کلاس و تکالیف تا آنجا که ممکن است خوشایند و مطلوب باشد .
3- همه ی دانش آموزان می بایست در ارائه کارهای با کیفیت تلاش بیشتری کنند.
4- معلم همواره برای کمک به دانش آموزان آماده باشد.
5- در صورتی که موضوعی مورد موافقت نبود در باره ی آن به طور مؤدبانه ، یا به صورت فردی و یا در بحث گروهی صحبت شود .
برای بحث در مورد توافقنامه ، من مثالهای از دانش آموزان پرسر و صدا و شلوغ برای ایشان آوردم ونیز از رفتارهای مؤدبانه برایشان مثال زدم . سپس از آنها سوال کردم ، در صورتی که ما به قراردادمان عمل نکنیم چه خواهد شد ؟ این بحث را با تشکر از آنها در مورد همکار یشان تمام کردم و سپس با آنها گفتم تکلیف شب ارائه ی چهار پیشنهاد در مورد عکس العمل هایمان در مورد افراد خاطی است .روز بعد آنها با پیشنهادات زیر به کلاس آمدندو بار دیگردرباره ی آنها بحث کردیم این پیشنهادات که عمدتاًغیرواقع بینانه و برخی غیر ممکن بود به قرار زیر است :
* فرد خاطی ساعتی بیشتر از بقیّه در کلاس درس بماند .
* فرد خطا کار به دفتر مدرسه احظار شود.
* به افراد خطاکار تکالیف اضافی داده شود.
* خظا کاران را در انتهای کلاس بنشانیم .
* خطا کاران را به عنوان تنبیه وادار به معذرت خواهی کنیم.
در این هنگام به آنها پیشنهاد کردم که رفتارها و عکس العمل ما می بایست توأم با احترام به افراد بوده و کمک کننده باشد ، بنابراین باید در مورد پیشنهادات خودشان تجدیدنظر به عمل آورند . بنابراین دانش آموزان به موارد زیر به عنوان پیشنهادات تجدید نظر شده اشاره نمودند :
* معلم می تواند در مورد قانون شکنی به ما تذکر داده و از ما بخواهد که عمل را متوقف کنیم .
* معلم می تواند دانش آموزان خاطی را به دیگران معرّفی کند .
* دانش آموزان اجازه خواهند داشت اعمال نادرست یکدیگر را به هم گوشزد نمایند .
رو به آنها کرده گفتم حال اگر من سهواً کار نادرستی انجام دادم چه می شود؟ دانش آموزان مدّتی فکر کرده وگفتند ، ما می توانیم در مورد آن به شما بگوییم و از شما نیز سعی در تغییر آن رفتار داشته باشیم . سپس اضافه کردم در صورتی که من متوجّه اشتباه خود شدم از شما عذر خواهی می کنم ، امّا اگر متوجّه نبودم می بایست به من تذکّر دهید تا به تغییر آن اقدام کنم . این جلسه را نیز با تشکّر از آنان به خاطر همراهی و مشارکت در تصمیم گیری ها به اتمام رساندم . روز بعد توافقنامه ای را که شامل خلاصه ای از بحث هایمان بود تهیّه وبه دیوار کلاس نصب کردم .
( توافقنامه ی کلاسی ) 1- رعایت ادب واحترام در همه موارد . 2 - انجام تکالیف و فعّالیّت های لذّت بخش و خوشایند . 3- ارائه ی تکالیف با کیفیّت بالا در یک کلاس آراسته و تمیز . 4- مساعدت و کمک مستمر از معلم . 5- حلّ مسائل و مشکلات به طریق احترام آمیز و مؤدبانه . |
پس از آن که دانش آموزان قرارداد یا توافقنامه ی کلاس را مطالعه کردند، به آنها خاطر نشان کردند که در این توافقنامه چیزی در باره ی برخورد با فرد خاطی نوشته نشده است، امّا ما می توانیم طبق بند پنج این توافقنامه عمل کنیم . سپس من برای هر یک از دانش آموزان یک کپی از این توافقنامه آماده کرده برای امضاء در اختیار آنان قرار داده و از آنان خواستم تا آن را به منزل برده و به والدین خود نشان دهند ، از آنان نیز بخواهند که توافقنامه را امضاء کرده و آن را به من برگرداند . پس از آن به آنها گفتم که در برخورد با مسائل به توافقنامه رجوع خواهیم کرد . در صورتی که با رفتار ی ناشایست روبه
رو شدم به آنان گوشزد می کنم که کلاس نیاز به همکاری آنان دارد . چنانچه تخلّفات تکرار شد به آنها می گویم آیا لازم است تغییراتی در مفاد قراردادمان بدهیم ، واگر نه در مقابل شخص خاطی چه کنیم ؟