X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تدبیر

اموزشی ، پرورشی ، اچتماعی

مدیریت وکلاسداری جذاب ۸

- ارتباط، جایی که ارزش کلمات بیش ازهزاران تصویر است

آرزوی هرمعلمی است که مؤثروپرانرژی باشد. شما به عنوان معلم دوست داریدپابه پای دانش آموزانتان حرکت کنید، همچنین خواستار همکاری آنان می باشید. دوست دارید آنان از درس خواندن لذت ببرند وخواهان درنظر گرفتن تک تک انها هستید.معلم همیشه خواب وخیال درس را دارد بدون اینکه به نزاع وبرخورد یابدرفتاری های دانش آموزان فکر کند. اکثرمعلمین این گونه فکرمی کنند که این خواب وخیال غیر واقعی است اما من امیدوارم که هم اکنون قانع شده باشید که با ارائه رفتار اخلاقی واستقرار اعتماددرخود و تقویت جاذبه وصفات فرمندی می توانید چنین آرزویی را محقق بسازید. حال ببینیم چگونه به ارتباط شما در رسیدن به آرزویتان وقدمی فراتر کمک خواهد کرد.

نحوه ی ارتباط شما با دانش آموزانتان به طورشگفت آورتعیین کننده میزان اثربخشی شما درکلاس خواهد بود. روابط انسانها که براساس ارتباط ساخته می شوند، به آسانی به وسیله ی ارتباط نیز ازبین می روند. شاید فکرکنید کلمه کلمه است وپیام پیام نه چیزی بیش از آن. اما بکار بردن کلمه مناسب درزمان جرقه مناسب سینرژی (هم توان افزایی ها) را روشن می کند درحالیکه کلمه ای غلط سینرژی را دفن وپنهان کند.

ارتباط وسینرژی (هم توان افزایی)

به غیرازاعتمادهیچ عنصری به اندازه ی ارتباط برای تولید سینرژی(هم توان افزایی)اهمیت ندارد.سینرژی(هم توان افزایی)درفضای بانشاط، شور وشعف وخلاق صورت می گیرد که غالباَتوسط تبادل ارتباط اتفاق می افتد.به کلمه ی تبادل توجه کنید.زمانی ارتباط یک سویه است که اطلاعات به صورت یک طرفه هدایت گردد. اما هنگامی که فردی دریک زمان اطلاعاتی را می فرستد و فرد دیگری آن را دریافت می کند، تبادل اطلاعات صورت گرفته است. فقط دربرخی موارد وآن هم به صورت تصادفی ممکن است درجریان انتقال یک طرفه ی اطلاعات سینرژی صورت پذیرد،آنهم بسیار به ندرت.اطلاعات هنگامی درتبادل (داد و ستد) قرار می گیرندکه بین افراد رد و بدل شوند، این نوع ارتباط معمولاَ به سینرژی(هم توان افزایی) منجر خواهد شد. اگرشما قادر بودیدراجع به آنچه درحال حاضرمطالعه می کنید،با سؤالات یا پیشنهادات خودنویسنده ی کتاب را درجریان بگذارید وبرای نویسنده نیز، امکان پاسخگویی می بود، مسلماَ هیجان وشعف هردوطرف چندین برابر می شد. وچنین ارتباطی یک ارتباط دو طرفه بود.

دراغلب کلاس ها معلمان به جای تبادل اطلاعات ارتباط یک سویه دارند.انها معتقدندسعی برای تبادل اطلاعات اتلاف وقت است.امابرخلاف نظر آنان تبادل اطلاعات مؤثرترین راه در پیشبرد امر یادگیری است.تبادل اطلاعات به معلوماتی عمیق در دانش آموز انجامیده وسبب ایجاد انرژی درفرایند آموزش و یادگیری خواهد شد.مسلماَ درصورتی از دانش آموزان خود بخواهیم آرام بنشینند، به ماتوجه کنند وآنچه را می گوییم به خاطر بسپارند، به ویژه دراین زمان مارا ازاهداف تعلیم وتربیت دور می سازد.

هایم گینات سالها پیش کارامدترین توصیه های خودرا درباره ی چگونگی ارتباط معلم با دانش آموز بیان نموده است.اوپروفسور دانشگاه نیویورک بود وشغل آموزگاری خودرا پیش ازتحصیلات دانشگاهی اش آغاز نمود.وی به هنگام مرگ(51)سال داشت،فردی شاخص در زمینه ی ارتباط(گفت وشنود) ونیز مشاوریونسکو بود. اومی نویسد، اولین تجربیات من به عنوان آموزگار، به من‌آموخت که:

من عنصر تعیین کننده در کلاس درس هستم. توسط برخوردها وطرز نگرش من جوّ کلاس ساخته می شود.من به عنوان یک معلم ازقدرت فوق العاده ای درشاد نمودن یا متأثر کردن دانش آموزانم برخوردارم.من می توانم باعث شکنجه آنان شوم ویا بالعکس به انان روحیه والهام بخشم.من می توانم بخندم یا بخندانم، صدمه بزنم ویا درمانگروشفا دهنده باشم.درهر شرایط این این پاسخ های من است که می تواند بجرانی را به اوج برساند ویا کاهش دهد، از دانش آموز انسان بسازد ویا او را از انسانیت دورکند.

پروفسور گینات به ما می آموزد،که چگونه ازطریق ارتباط می توان به دانش آموزان شأن واحترام بخشید. اومعتقد بود که به ویژه برخوردمعلم به هنگام ارتکاب خطا ازطرف دانش آموز، بسیار مهم است برای مثال، هنگامی که دانش آموزی درکمال بی احتیاطی شیشه ی جوهرش را روی زمین پخش می کند، معلم می بایست چه عکس العملی داشته باشد. آیا باید اورا تنبیه کند؟ به او خاطر نشان کندکه این سومین باری است که شیشه ی جوهر ازدستش می افتد؟ یا در تمام مدتی که دانش آموزمشغول پاک کردن زمین است به اوزل زده وحالت سرزنش آمیز داشته باشد؟ همه ی این پاسخ ها ناصحیح ولطمه زننده است. گینات می گوید، تمامی پاسخ معلم باید متوجه موقعیت باشدونه دانش آموز. معلم می تواند بدون نمایش حالت خاصی درچهره به دانش آموز بگوید« خوب حالا زمین بایدتمیز شود، بیا همراه هم این کا ررا انجام دهیم» . با گفتن چنین جمله ای اوبه جای اشاره به خطاکاری ، بی توجهی، مأیوس کنندگی دانش آموزفقط به موقعیت وحل مسئله اشاره می کند. معلم بدین طریق با تشویق دانش آموزبه تمیز کردن کف کلاس وبدون صدمه به وی ،کلاس رابه حالت عادی باز می گرداند.

دیدگاههایی درمورد ارتباط(گفت وشنود) درکلاس

مکانیزم ارتباط در کلاس دارای هفت مرحله ی اساسی است که می بایست به دقت مورد توجه قرار گیرند.آنها عبارتند از گوش کردن،فهمیدن،ارائه ی واکنش های کمک کننده،تشویق کردن،ترغیب کردن،ارائه مخالفتهای سازنده و حل مشکلات به طریق دوستانه.

 گوش کردن

در حالیکه سالها از اهمیت گوش کردن در تدریس صحبت کرده ایم،اما همه ی آنچه که انجام داده ایم فقط صحبت بوده است و بس.در سال 1973 من بهترین درس در زمینه ی گوش دادن را فرا گرفتم.کتابی از یکی از معروفترین روانشناسان به نام کارل راجرز را خواندم و بسیار مشتاق دیدار وی شدم.سپس با او تماس گرفتم و او از من برای ملاقات دعوت کرد.به خانه ی او که واقع در لاهویای کالیفرنیا که در دامنه ی کوه و همراه چشم اندازی زیبا از دریاچه قرار گرفته بود،رفتم.در حالیکه تنها حوله ی حمام قرمز رنگی به تن داشت،در را به روی من باز کرد.تابستان بود ولی هوا چندان گرم نبود.او از من خواست که روی کاناپه بنشینم و خودش بر روی یک مبل راحتی در منار میز نشست.من به خاطر پذیرفته شدنم از او تشکر کردم و سپس در مورد مشکلات معلمان در اجرای آنچه که دانش آموزان در یادگیری می طلبند،صحبت کردم و او نیز سخنان مرا تایید نمود.در حین صحبت من تلفن شروع به زنگ زدن کرد.من صحبت را قطع کردم تا دکتر راجرز به تلفن جواب دهد.او اصلاً عکس العملی نشان نداد و سرش را تکان داد و گفت : ادامه بده او کاملاً توجه اش به گفته های من بود(حتی در زمان زنگ تلفن ، تا حالا ندیده بودم کسی چنین کاری بکند مردم حتی زمانیکه درگیر گرم ترین کفتگوها هستند هنگام زنگ تلفن از جا می پرند . آنها بی اراده این کار را انجام می دهند،اهمیتی ندارد که حتی شماره اشتباه گرفته شده باشد.از دکتر راجرز من یاد گرفتم،هنگام مکالمه با دیگران باید تمام توجه خود را بر روی گفتگو با مخاطب خود متمرکز کنم . دکتر راجرز به من آموخت که می توان تلفن را نادیده گرفت که این انقلابی در من به وجود آورد . پس از آن من همین عمل را انجام داده و دیگران را تحت تأثیر قرار می دادم . چند سال بعد سیستم پاسخگوی تلفن اختراع شد و من این وظیفه را به آن دستگاه واگذار کردم.

.

فهمیدن و درک کردن

هنگامی که من با دکتر کارل راجرز دیدار کردم ، دومین درسی را که از نادیده گرفتن زنگ تلفن بسیار مهمتر بود به من آموخت . او به من سطحی از شنیدن را نشان دادکه با آن آشنایی نداشتم . بنظرم او کاری را انجام داد که کووی گفته بود . او همه ی مطالب را از نقطه نظر من درک می کرد نه از دیدگاه خودش. آن زمان من درس او را درک نکردم اما چندی بعد متوجه شدم ،‌که آنچه معلم می بایست انجام دهد نفوذ به ذهن شاگردان است . شما نه تنها می بایست لغات و جملات آنها را درک کنید ،‌بلکه سعی کنید به عمق امیدها ،‌ واقعیت ها و مشکلات ذهن آنها دست یابید. برای این کار باید خود را از چارچوب دید یک دانش آموز (که می توانیدیک کودک یا یک فرد بالغ باشد ) بنگرید نه صرفاً از دیدگاه خود (که یک معلم هستید ) . چیزی که معمولاً دانش آموز به عنوان واقعیت در نظر می گیرد با آنچه که ما به عنوان واقعیت در ذهن داریم ،‌متفاوت است و گاهی این تفاوت زیاد است. در صورتی که تصمیم داریم شاگردان خود را خوب بشناسیم نه تنها نیاز به شناخت افکار آنها داریم ،‌بلکه باید بدانیم معنی چنین افکاری در شخصیت درونی آنها چیست و همانطور که کووی می گوید ،‌از بزرگترین عادات افراد موفق این است که سعی می کنند دیگران را بفهمند پیش از آنکه دیگران را وادار به فهم خود کنند .

کووی بر این باور است که بیشتر به این دلیل که نمی دانیم چگونه باید به طور دلسوزانه و همدلانه به دیگران گوش فرا دهیم ،‌درک درستی از صحبت های دیگران پیدا نمی کنیم هنگامی که دیگران با ما صحبت می کنند ممکن است صرفاً تظاهر به گوش کردن کنیم . (مثلاً در مواقعی که فردی پر حرفی می کند و ما با بی حوصلگی سری تکان می دهیم و می گوییم بلی .)گاهی اوقات نیز ممکن است ما به طریق گزینشی به صحبت های دیگران گوش کنیم ،یعنی آنچه دوست داریم بشنویم ،گوش می دهیم و بقیه ی صحبت هارا نادیده می گیریم . ممکن است ما نهایت سعی خود را بکار بریم که با تمام وجود به گفته های مخاطب گوش دهیم اما حتی باگوش دادن دقیق نخواهیم توانست. به درک صحیحی دست یابیم ، مگر آنکه بتوانیم به نحوی به دنیای ذهنی فرد مقابل راه یابیم مسلماً‌ ما نمی توانیم خود را به طور کامل به جای مخاطبان خود بگذاریم ،‌بلکه باید سعی کنیم تا شرایط آنان را به خوبی درک کنیم .

واکنش های مناسب

ممکن است درساعت درس ریاضی، دانش آموزبه معلم بگوید: من حال خوشی ندارم،آیامی توانم سرم را روی میز بگذارم؟ یابه هنگام ارائه تکالیف شب دانش آموزی به معلم خودبگوید: ازاین درس ومسائل آن خوشم نمی آید،این ها چه تأثیری در زندگی من دارند؟ یازمانی که دانش آموزان درکلاس تربیت بدنی ازتکرارتمرینات خسته شده اند ولذتی درادامه آن نمی بینندبه معلم می گویند: این همه تکرارچه فایده ای دارد؟

این دانش آموزان به معلمان خودپیامی می دهند؟منظورشان چیست؟آیا این صحبت ها به مسائل مختلفی اشاره دارند؟معمولاَ درکلاس درس معلم ازدانش آموزان سؤال می کنند وآنان نیز جواب می دهندوگاهی اوقات درموضوعات درس ازمعلم خود کمک می خواهند. مسلماَ درهرموقعیت دانش آموزان پیام خاصی رابه معلم خود می دهند،درصورتی که ماپیام آنها رادرک کنیم،فرصتی برای بهبودشرایط درکلاس وافزایش همبستگی پیدا خواهد شد. هنگامی که دانش آموزانتان صحبت می کنند به بیان وتُن صدایشان گوش کنید،دراین صورت بسیاری ازنیازهای انان رادرک خواهید کرد.هرگز دانش آموزان به شما نخواهند گفت که« من به توجه بیشتری ازجانب شما نیاز دارم» ویا «من تصورمی کنم که دانش آموزی محبوبی نیستم برای حل مشکل ،شما چه کمکی می توانید به من بکنید؟» اغلب آنها با زبان بدن این مطالب را به شما می گویند حتی با وجود آن که ازکلمات متنافضی استفاده نماید.

عواطف وپیام های تلویحی

هنگامیکه شما پیا مهای اساسی وپنهان راکشف می کنید، درحقیقت احساس را درآنها می یابید. احساس ها ونیاز ها به هم وابسته اند.دانش اموزان نیاز به احساس امنیت دارند، نیاز به احساس تعلق دارندکه باور داشته باشند شانسی خوبی برای موفقیت دارند.همچنین آنها نیاز به توجه ،سرگرمی واحساس شایستگی دارند ومسلماً به حفظ احترام وشأن فردی دارند. هنگامی که آنها احساس نا امنی کنند،نگرانی هایشان را به هر طریقی نشان می دهند. زمانی که احساس کنند عضوی ازگروه به شمار نمی آیند، ازدیگران کناره گیری می کنندویا به طور ناخود آگاه احساس ستیز با دیگران ازخود نشان می دهند. هنگامی که نیاز به توجه داشته باشند،ممکن است به شیوه های نامطلوب برای کسب توجه دیگران،سرو صدا به راه اندازندیا در صورتی که میل به اجرای فرمان های شما نداشته باشند،با اکراه عمل خواهند کرد ونیزدرصورتی که احساس پذیرفته شدن ازسوی دیگران نکنند، آن را با خودنمایی جبران کرده شما رابه مبارزه می طلبند.

اغلب دانش آموزان ازموقعیت های بحرانی که شخصیت آنان را تهدید کند،دوری می کنند . آنها از این که به نظر کودکان نامناسب برسند ،می ترسند ورفتار های مخالف آن را نشان می دهند. آنها از این که به گوشه ای رانده شوند،تنفر دارندو وقتی دراین حالت قرار می گیرند با آن می جنگند.

تشویق کردن:

برخی ازپاسخ هادرمثال های فوق نشان دهنده مفهومی است که هایم گینات آن را ارتباط همخوان نامید.اواز ارتباطی صحبت می کند که با احساس دانش آموز درباره ی موقعیت ها ونیز در مورد خودش هماهنگ است. این نوع ارتباط ،تشویق را میسر می سازد. تشویقی که رفتار های نا مطلوب را اصلاح کرده ، اما دانش آموزان را تحقیر نمی کند. معلمان نمی بایست بگویند «تو خیلی بی ملاحظه ومشکل ساز هستی» یا «خوب ، من میبینم که شما وضع برهم ودرهم دیگری درست کرده اید».این نظریه ها باعث احساسات نا مطلوب درآنان شده ودانش آموزان را وادار به قضاوت بهتر نمی کند.

معلمان می بایست از اعمال رفتار های زیر در کلاس بپرهیزند:

1)برچسب زدن،یا نسبت دادن کلماتی همچون : تنبل، بی ملاحظه، بی فکر، بی چاره و ....به دانش آموزان.

2)پرسش سؤالاتی که با کلمه ِ چرا آغاز می شود، مانند: چرا تو این انشاء را اینقدر بد نوشته ای ؟ چرا شما دونفر با هم صحبت می کنید؟ چرا من باید مجدداً مطالب را برای شما بگویم؟ و...

3)داد سخن دادن در درباره ی اصول اخلاقی مانند:شما برای همکاری کوشش لازم انجام نمی دهید. مسلماً اگر نخواهید با افراد همکاری کنید به جایی نخواهید رسید.

4)طعنه زدن یا ابراز سخنان نیش دار و کنایه آمیز مانند: باور نمی کنم که شما حقیقت را گفته اید. لابد، این بارهم کتابت راگم  کرده بودی.

5) تکذیب احساسات دانش آموزان مانند: لزومی ندارد گریه وزاری کنی . ویاشما نباید نگران باشی. بطوریقین چیزی برای نگران شدن وجود ندارد.

6)با تحکّم دانش آموزان را وادارکردن به اطاعت کردن برای مثال: ول گشتن کافی است.برگردیدسرجایتان وکارتان رابکنید.

7)ازدست دادن خونسردی وکنترل خودمانند: چطورجرات داری با من این طورصحبت  کنی؟ من معلم کلاس هستم، تو بهتره اینوهمواره بخاطر داشته باشی.

وقتی که دانش آموزان نگران هستندیا اشتباه کرده اند،ماسعی داریم به آنان کمک کنیم ،امازمانی که آنان سعی در کمک به مادارند آنها را عقب می رانیم . توماس گوردون (1974) درکتاب تربیت معلمان مؤثربخش دوازده نوع پاسخ عادی معلمان که سبب سرکوب ارتباط میشود رابر شمرده است. اوانها را وسیله قطع ارتباط نامید. برای درک منظور گوردون ، فرض کنید که دانش آموزی می بایست یک انشاء نوشته وآن را درکلاس بخواند واین دانش آموز به تازگی متوجه شده که والدینش قصدجدایی ازهمدیگر را دارند.شب گذشته خوب نخوابیده، ودرحال حاضر تمرکز کافی ندارد. اونتوانسته آرامش ومحبتی را که نیاز دارد دریافت کند. اما معلم نیاز او را درک نکرده است. معلم ممکن است فکر کندکه دانش آموز تعلل می ورزد، (کاری که برخی اوقات ازاوسرمی زند).آموزگاراز دانش آموزمشکل اورا می پرسدامااوشانه هارا بالا انداخته می گوید« چیزی نیست».ممکن است معلم حدس بزند که اوانجام تکلیف را صحیح نفهمیده است،شاید معلم با این کارسبب نومیدی دانش آموز گردد.

انجام اعمال زیر توسط معلمان موجب عدم ترغیب دانش آموزان می گردد.

دستوردادن : دیوید، سرت شلوغ شده، من فکر می کنم تو چگونگی انشاء را خوب می دانی، بهتره بیشتر ازاین وقت را تلف نکنی،نام خود وتاریخ امروز را روی برگه بنویس وشروع به کار کن.

اخطار : دیوید برای آخرین باربهت میگم که برگردی سرکارت، اگربه سرکارت برنگردی باید برگردی به خانه وهمراه خودت یادداشتی از والدینت بیاوری.

موعظه کردن: دیوید بایدکارت راتمام کنی . مااین کار را برای خنده انجام نمی دهیم. انجام این تکلیف به خاطر خودتواست آیابه این موضوع توجه داری؟ اگرتوسعی دریادگیری نکنی، هرگز نمی توانی خوب بنویسی،توهیچ وقت شبیه آدم های تحصیلکرده نمیشی.

نصیحت کردن: دیویداجازه بده نصیحتی به توبکنم،وقتی من جوان تربودم خیلی شبیه توبودم،هرگزکاری را که مستعدآن بودم انجام نمی دادم.یک معلم خوب من را ازآن حال بیرون کرد.او پیش روی من هدف هایی قرار داد ، ومن گام به گام به طرف آنها حرکت کردم. من فکر می کنم چنین کاری برای تونیز مفیداست. من دوست دارم برنامه ای داشته باشی وبرای رسیدن به آن تلاش کنی.

انتقاد کردن : دیوید،من باور نمی کنم تودوباره ول می گردی، مادرهفته ی گذشته صحبت کردیم تومی توانی اما نمی خواهی.من حقیقتاً از تو ناامید شدم.

هنگامی که واکنش های معلم به دانش آموز این گونه باشد،نتیجه ای به غیر ازنگرانی در وی نخواهد داشت. هنگامی که این اتفاق افتاد،دانش آموزکمترتمایل به گفتگو با دانش آموز را دارد.معلم چه باید بکند؟معلم می تواند به جای سرزنش وپیداکردن خطاهای دانش آموز، با ارائه ی واکنش هایی وی را ترغیب کند.

برای مثال بگوید: ما احتیاج داریم که این تکلیف را تا پایان دوره کامل کنیم. دیوید می دانم نوشتن کار آسانی نیست، برای بعضی ها شرع نوشتن بسیار سخت است . بیا باموضوع انشاء شروع کنیم. موضوع انشاء چه بود؟

اغلب اوقات معلمان راه ارتباط(گفت وشنود)رامسدودمی کننند.آنها به جای کمک رسانی به دانش آموزبر خلاف عمل می کنند.حتی در شرایطی که معلم با دانش آموزکمدلی می کند شاید دانش آموز ترجیح دهد رازی را برای خود حفظ کند، اما به هر حال معلم وشاگردنباید درمقابل هم ستیز نمایند.

برای ترغیب دانش آموزان به همکاری،بایدبه احساسات آنها احترام گذاشت.ما با انکار احساسات ووادارنمودن آنها به اطاعت هیچ کارمثبتی انجام نخواهیم داد.تنها سبب پایین آوردن شأن آنها می شویم که به نوبه ی خودباعث بدترشدن اوضاع خواهد شد.همواره بایدآنچه که گینات سرمایه ی پنهان معلمان نامید،را درذهن داشته باشیم.اومی گفت مابایدهمیشه ازخودسؤال کنیم.

تاریخ ارسال: شنبه 21 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 08:43 ق.ظ | نویسنده: کرامت کاظمی | چاپ مطلب
نظرات (2)
پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1388 07:33 ب.ظ
مجتمع آموزشی جمهوری اسلامی ایران د [ ] لینک نظر
سلام اگر می شه وب سایت ما رو توی پیوندهاتون قرار بدید
مجتمع آموزشی جمهوری اسلامی ایران در بحرین
پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1388 07:38 ب.ظ
محمد [ ] لینک نظر
سلام آقای کاظمی وب سایت من رو حتما ببینی و هر روز سر بزنید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد